حال‌نوشت‌های بنده

حال‌نوشت‌های بنده

آن خدایی که من می‌شناسم، شب منتظر است برخیزی برای نماز شب تا خلوتی عاشقانه کند با تو...

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۳ تیر ۹۷، ۱۸:۰۶ - گل نرگس
    :)
  • ۶ تیر ۹۷، ۱۱:۳۵ - یه بنده خدا
    به به
  • ۵ تیر ۹۷، ۲۰:۱۸ - دختری از جنس باد
    اخ اخ اخ

بهبود روابط

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۱۶ ق.ظ

اگر از کل دارایی من فقط یک دلار باقی بماند، آن را صرف بهبود روابط و ارتباطات خود می‌کنم!

 

بیل گیتس

  • محمدحسین ظرافتی

عدم پیشرفت اقتصادی

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۱۴ ق.ظ

سه دسته از مردم هیچ وقت از نظر اقتصادی پیشرفت نمی‌کنند:

کسانی که برای خرید اتومبیل وام می‌گیرند.

کسانی که خرید منزل مسکونی را به راه انداختن کسب و کار ترجیح می‌دهند.

کسانی که از رفیقشان انتظاری بیش از رفاقت دارند.

 

استیو جابز

  • محمدحسین ظرافتی

درگیر شدن!

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۰۸ ق.ظ

اگر به دری برخوردید که قفل است، قبل از آن‌که به فکر باز کردن بیفتید، از خودتان بپرسید:

آیا درب دیگری وجود ندارد؟

همیشه درگیر شدن، بهترین راه حل نیست.

 

وین دایر

  • محمدحسین ظرافتی

کاری که انجام می‌دهید

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۰۶ ق.ظ

تفاوت بین کسی که هستید و کسی که می‌خواهید باشید را کاری که انجام می‌دهید مشخص می کند.

 

وارن بافت

  • محمدحسین ظرافتی

همنشینی

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۰۴ ق.ظ

خواندن کتاب خوب،

به منزله همنشینی با مردم شریف است.

 

دکارت

  • محمدحسین ظرافتی

احساس

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۰۱ ق.ظ

مردم، سخنان و کارهای شما را فراموش می‌کنند،

اما هرگز احساسی که در آن‌ها به وجود آوردید را فراموش نخواهند کرد.

 

بیل کازبی

  • محمدحسین ظرافتی

هوای بچه‌اش

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۵۲ ق.ظ

دلتنگم،

برای مادر بی‌سوادی

که دلش هوای بچه‌اش را کرده

ولی بلد نیست شماره‌اش را بگیرد...


  • محمدحسین ظرافتی

چه زود

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۲۷ ق.ظ

چقدر

نوازش دست‌های مهربانت خوب است پدر...

و من

چه زود

دلم

برای همه چیزهای خوب

تنگ می‌شود...


  • محمدحسین ظرافتی

ای کاش اینجا بودی

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۲۳ ق.ظ

بگذار کمی بگذرد !

این تازه اولش بود،

مهر که هنوز بویی از پاییز نمی‌دهد

آبان که بیاید، تازه معنی پاییز را خواهی فهمید

شب‌هایت که طولانی‌تر شد،

هوا که سردتر شد،

لرزی که به تنت افتاد،

کمِ کمش با خودت می‌گویی

ای کاش اینجا بودی

مادر...


  • محمدحسین ظرافتی

کنارم باشد

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۲۰ ق.ظ

هرچه قدر که سنم زیاد باشه

وقتی ناراحتم

دلم می‌خواهد

مادرم

کنارم باشد


  • محمدحسین ظرافتی

کم سو...

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۱۸ ق.ظ

دندانم شکست

بخاطر سنگریزه‌ای که

در غذایم بود

دردم گرفت

نه برای دندونم

برای کم سو شدن چشم مادرم


  • محمدحسین ظرافتی

باز تو را

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۰۶ ق.ظ

سر پیری‌ام اگر معرکه‌گیریی باشد

من تو را،

باز تو را،

باز تو را،

باز تو را میخواهم...

مادر


  • محمدحسین ظرافتی

آستانه کعبه

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۰۳ ق.ظ

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

کسی که پای مادرش را ببوسد؛ مثل این است که آستانه کعبه را بوسیده است.


  • محمدحسین ظرافتی

پیر شی ولی نوبتی نشی!

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۳۹ ق.ظ

پیرمردی بهم گفت: پیر شی ولی نوبتی نشی!

گفتم: یعنی چی؟

گفت: یعنی وقتی دیگه قادر به انجام کارهات نیستی، بچه‌هات برا نگهداری ازت

نوبت تعیین نکنند و باهم دعوا کنند...


  • محمدحسین ظرافتی

می‌دَوید

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۳۵ ق.ظ

در خانه ما زنی بود

که دستهایش در آشپزخانه

چشم‌هایش دَمِ در

گوش‌هایش روی تلفن

و دلش بیرون از خانه می‌دَوید...

فدایت مادرم...


  • محمدحسین ظرافتی