ریزه کاری‌های مدیریت

همه انسان ها مدیر هستند اما فقط بعضی از آنها جزء رهبران تأثیرگذار خواهند بود.

ریزه کاری‌های مدیریت

همه انسان ها مدیر هستند اما فقط بعضی از آنها جزء رهبران تأثیرگذار خواهند بود.

ریزه کاری‌های مدیریت

آن خدایی که من می‌شناسم، شب منتظر است برخیزی برای نماز شب تا خلوتی عاشقانه کند با تو...

آخرین نظرات
  • ۲۹ آبان ۹۶، ۲۰:۲۲ - سعید رسول نیا
    قشنگ بود
  • ۲۸ آبان ۹۶، ۲۰:۳۵ - من انقلابی ام
    ممنون
  • ۲۷ آبان ۹۶، ۲۰:۲۱ - محسن رحمانی
    تشکر.
  • ۲۶ آبان ۹۶، ۲۲:۳۸ - هادی مشایخی
    مرسی

از کسی پرسیدند:

ماه قشنگ‌تر است یا مادرت؟

گفت: ماه را که می‌بینم، مادرم یادم می‌افتد.

اما مادرم را که می‌بینم، ماه را فراموش می‌کنم!


  • محمدحسین ظرافتی
  • محمدحسین ظرافتی

وقتی می‌گوییم پتو نداریم... پتو می‌رسانند!

وقتی می‌گوییم غذا نداریم... غذا می‌رسانند!

وقتی می‌گوییم لودر نداریم... لودر می‌رسانند!

وقتی می‌گوییم امدادگر نداریم... امدادگر می‌رسانند!

وقتی می‌گوییم خون نداریم... خون می‌رسانند!

خلاصه هرچه بگوییم... دیر یا زود می‌رسانند...

من مانده‌ام وقتی می‌گوییم سوء مدیریت است و مدیریت نداریم...

چه خاکی قرار است به سر ما ریخته شود؟!


  • محمدحسین ظرافتی

زلزله دارد دل من یک نفس

در گسلِ زلف تو ای هم‌نفس

تَر شده آیینه‌ی لب‌های من

تار، دو چشمان پریشان من

"پرده برانداز ز چشم ترم

تا بتوانم به رخت بنگرم"

اشک، به پای تو سرازیر شد

عشق، در آغوش تو تفسیر شد


محمدحسین ظرافتی

  • محمدحسین ظرافتی

ای مالک!

بر نفس خود عنان بزن در مقابل آنچه بر تو نارواست. و عنان زدن بر نفس یعنی راه بردن او در مسیر منصفانه و درست، در مواجهه با خواسته‌ها و نخواسته‌ها.


  • محمدحسین ظرافتی

ای مالک!

چنان باش که مطلوب‌ترین اندوخته در نگاهت، ذخیره عمل صالح باشد. آنچه از دوران تصدی مقام برایت می‌ماند، کارهای خوبت باشد.


  • محمدحسین ظرافتی

ای مالک!

آنچه خداوند بر زبان بندگانش جاری می‌کند، خود ملاکی است برای شناختن صالحان و نیکوکاران.


  • محمدحسین ظرافتی

ای مالک!

مردم به همان چشمی که تو به رفتار حاکمان قبل می‌نگریستی، در تو نظر می‌کنند و همان‌گونه که تو عملکرد حکومت‌های پیش را نقد می‌کردی، به نقد و قضاوت درباره عملکرد تو می‌پردازند، و درباره تو همان‌گونه سخن می‌گویند که تو درباره حاکمان گذشته می‌گفتی.


  • محمدحسین ظرافتی

بدان ای مالک!

من تو را به سوی شهرهایی می‌فرستم که پیش از تو به خود دولت‌ها دیده‌اند و طعم عدل و ستم را چشیده‌اند.


  • محمدحسین ظرافتی

ای مالک!

نفس خویش را در خواسته‌های شهوانی شکست بده و نفس را از طغیان و سرکشی باز دار. چرا که نفس، به بدی می‌خواند و می‌راند، مگر که لطف خداوند دستگیری کند.


  • محمدحسین ظرافتی

ای مالک!

به یاری خداوند سبحان همت گمار، با قلب و دست و زبانت. چرا که خداوند ـ که نامش گرانبهاست ـ یاری یاوران خویش را برعهده گرفته است و عزت بخشیدن به عزت‌گزاران خود را تضمین فرموده است.


  • محمدحسین ظرافتی

ای مالک!

پیروی کن آن‌چه را خدا در کتابش فرمان داده. از واجباتش و سنت‌هایش؛ که هیچ‌کس به سعادت نمی‌رسد مگر با پیروی از آن‌ها و هیچ‌کس بدبخت نمی‌شود مگر با انکار آن‌ها و زیر پا گذاشتن‌شان.


  • محمدحسین ظرافتی

ای مالک!

خدا را رعایت کن و طاعت او را برگزین. اطاعت از خدا و رضایت او را بر هر که و هر چه مقدم شمار.


  • محمدحسین ظرافتی

یادداشت‌هایی از کتاب "اخلاق بردگان و اخلاق آزادگان"، اثر دکتر عبدالعظیم کریمی


  • محمدحسین ظرافتی

برده، کمال دارایی‌اش را در اندوختن دارایی دیگران می‌جوید.

آزاده، با کمال نیاز به خلق، بی‌نیازی‌اش را کمال می‌بخشد.


  • محمدحسین ظرافتی

برده را بود و نمود اخلاقی‌اش، ناهمسان و ناهمرنگ است.

آزاده، را بود و نمود اخلاقی‌اش یگانه است.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، رذیلانه تلاش می‌کند تا جلوتر از همه باشد. ازاین‌رو از همه عقب‌تر است.

آزاده، بزرگوارانه در آخر می‌ایستد. به همین دلیل از همه جلوتر است.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، دشمن خود را با کینه و خشونت یاد می‌کند، زیرا نمی‌داند که از چه رو او را دشمن می‌دارد.

آزاده، دشمن خویش را دوست می‌دارد، زیرا می‌داند که از این طریق است که به پنهان‌ترین لایه‌های شخصیت خویش آگاه و سپس حاکم می‌شود.


  • محمدحسین ظرافتی

روح برده، از ذلت، تملق، ریا، ترس و تسلیم شدن به رذائل اخلاقی تغزیه می‌شود.

روح آزاده، از صداقت، نشاط، پاکی، شهامت و ایمان به فضیلت‌های بزرگ رنگ می‌گیرد.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، روح خود را زندانی آن چیزی می‌کند که بی‌ارزش است.

آزاده، برای چیزهایی ارزش قائل است که روح او را از زندان آزاد می‌کند.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، دیگران را دوست می‌دارد تا آن‌ها او را دوست بدارند.

آزاده، ازآن‌رو دیگران را دوست دارد که دوست داشتن را دوست می‌دارد.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، نگاهش به هر چیز، از همان زاویه‌ای است که خود می‌خواهد.

آزاده، نگاهش را از هر زاویه‌ای که او را محدود کند، آزاد می‌کند.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، پیروی از ارزش‌های معنوی اخلاق را در خدمت خواسته‌های دنیای مادی خویش هزینه می‌کند.

آزاده، با جهت‌گیری معنوی، امور دنیوی و مادی را نیز رنگ آخرت و معنویت می‌بخشد.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، ارزش‌های اخلاقی را به عاریه از دیگران به ذهن می‌سپارد.

آزاده، ارزش‌های اخلاقی را از عمق جان به دل می‌نشاند.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، وقتی چیزی را بدست می‌آورد، فوراً از آنِ خود می‌کند.

آزاده، زمانی حس می‌کند که چیزی بر او افزوده شده است که آن را بخشیده باشد.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، چون با اخلاق و تواضع بیگانه است، تلاش می‌کند برای مقبولیت نزد دیگران، خود را فردی اخلاقی و متواضع نشان دهد.

آزاده، چون با اخلاق و تواضع یگانه است، نیازی به تواضع‌نمایی ندارد. چه، اگر سعی کند که متواضع باشد، تواضع حقیقی را از دست داده است.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، در مواجهه با خشم خویش، مغلوب آن می‌گردد.

آزاده، با فروخوردن خشم خویش، آن را در خود محو می‌کند.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، همواره می‌کوشد تا بیش و بیشتر بیندوزد؛ گرچه می‌اندوزد تا بیفزاید، اما "افزوده او تهی و سفلی است".

آزاده، همواره می‌کوشد تا بیش و بیشتر براندازد؛ گرچه برمی‌اندازد تا خالی شود، اما "خالی او غنی و علیا است".


  • محمدحسین ظرافتی

برده، شهرت و ثروت ناپایدار را آرمان نهایی خویش می‌داند.

آزاده، آرمان متعالی خویش را در گمنامی و قناعت ماندگار می‌جوید.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، اگر بدی کرد، فوراً فراموش می‌کند اما خوبی‌هایش را هرگز.

آزاده، اگر خوبی کرد، بی‌درنگ فراموش می‌کند اما بدی‌هایش را هرگز.


  • محمدحسین ظرافتی