ریزه کاری‌های مدیریت

همه انسان ها مدیر هستند اما فقط بعضی از آنها جزء رهبران تأثیرگذار خواهند بود.

ریزه کاری‌های مدیریت

همه انسان ها مدیر هستند اما فقط بعضی از آنها جزء رهبران تأثیرگذار خواهند بود.

ریزه کاری‌های مدیریت

آن خدایی که من می‌شناسم، شب منتظر است برخیزی برای نماز شب تا خلوتی عاشقانه کند با تو...

آخرین نظرات
  • ۲۹ آبان ۹۶، ۲۰:۲۲ - سعید رسول نیا
    قشنگ بود
  • ۲۸ آبان ۹۶، ۲۰:۳۵ - من انقلابی ام
    ممنون
  • ۲۷ آبان ۹۶، ۲۰:۲۱ - محسن رحمانی
    تشکر.
  • ۲۶ آبان ۹۶، ۲۲:۳۸ - هادی مشایخی
    مرسی

برده، دشمن خود را کینه‌ورزانه حذف می‌کند.

آزاده، دشمن خود را عاشقانه جذب می‌کند.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، همواره در پی آن است که مقام دون خویش را با فرو بردن دیگران فرا بکِشد.

آزاده، عاشقانه تلاش می‌کند که دیگران را به فراتر از خود فرا بخواند.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، سختی را با سختی پاسخ می‌دهد و آن‌گاه ضعیف و شکسته می‌شود.

آزاده، سختی را با نرمی حل می‌کند، آن‌گاه لطیف و وارسته می‌شود.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، همواره می‌کوشد تا در دید همگان بدرخشد؛ ازاین‌رو از درخشیدن واقعی باز می‌ماند.

آزاده، متواضعانه می‌کوشد تا به چشم مردمان نیاید؛ ازاین‌رو درخشش او بی‌پایان است.


  • محمدحسین ظرافتی

دین برده، از خُلق تنگ او رنگ می‌گیرد؛ ازاین‌رو دیانت او اسارت‌زا است.

دین آزاده، از خُلق عظیم او رنگ می‌گیرد؛ ازاین‌رو دیانت او رهایی‌بخش است.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، می‌کوشد هر فعل اخلاقی را در محدوده ارزش‌گذاری‌های خود تعریف کند؛ به همین دلیل، هیچ ارزش اخلاقی را نمی‌تواند به درستی تعریف کند.

آزاده، ذهن خود را از هر تعریف شناخته‌شده‌ای آزاد می‌کند تا ارزش‌ها همان‌گونه که هستند جلوه کنند.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، برای هرچیزی، ملاک و قضاوتی از پیش تعیین شده دارد.

آزاده، می‌داند که برای قضاوت درست هرچیز، باید از هر ملاک و قضاوت خودمحورانه به دور بماند.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، اعمال دینی انجام می‌دهد تا به ثواب دنیوی برسد.

آزاده، اعمال اخروی انجام می‌دهد تا امور دنیوی را نیز معنوی کند.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، با خویشتن‌داری تحمیلی، به خویشتن‌کُشی می‌رسد.

آزاده، با خویشتن‌داری اختیاری، به خویشتن‌گستری می‌رسد.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، با حسادت خویش، ناخواسته دیگری را تحسین می‌کند.

آزاده، با کرامت خویش، عاشقانه دیگران را می‌ستاید.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، همواره در پی تقسیم‌بندی امور به خیر و شر بر اساس سود و زیان خویش است.

آزاده، می‌داند که هرقدر مرزهای پنهانِ خیر و شر بیشتر گسترش یابد، قضاوت بین خیر و شر دشوارتر می‌شود.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، زمانی که احساس کند دیگران از او پیشی می‌گیرند، احساس شکست و ذلت می‌کند.

آزاده، زمانی احساس پیروزی و عزت می‌کند که به دیگران برای پیشی جستن از خویش، یاری برساند.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، از دیگران به منزله سکوی پرش خود بهره می‌گیرد؛ ازاین‌رو هیچ‌گاه فراتر از خود نمی‌پرد.

آزاده، خود را سکوی پرش دیگران قرار می‌دهد؛ ازاین‌رو همیشه جایگاهش بلند است.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، عظمت ظاهری خود را در تحقیر دیگران می‌جوید.

آزاده، عظمت شگفت خود را در تکریم دیگران می‌بیند.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، در هنگام خشم، آنچه در دل چرکین خود دارد، بی‌پروا و بی‌شرمانه بیرون می‌ریزد.

آزاده، می‌داند که در هنگام خشم، با آنچه از جنس او نیست باید بیگانه گردد.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، همواره در پی جلب توجه و امتیاز گرفتن از دیگران است.

آزاده، همواره در پی مددرسانی و حرمت بخشیدن به دیگران است.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، با مشاهده عیب و ضعف دیگران، مغرورانه شادمان می‌شود.

آزاده، با چشم‌پوشی از عیب و ضعف دیگران، خاضعانه به یاری آن‌ها می‌شتابد.


  • محمدحسین ظرافتی

اخلاق برده، بر مدار بی‌قرار "معاش تن" دور می‌زند.

اخلاق آزاده، بر مدار بی‌زوال "معاد روح" طواف می‌کند.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، با رسمی‌سازی ارزش‌های اخلاقی، بنای اخلاق فطری را فرو می‌ریزد.

آزاده، با رسمیت‌زدایی از اخلاق، سازه‌های اخلاق متعالی را جان می‌بخشد.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، برتری خود را با رقابت و حسادت در می‌آمیزد.

آزاده، برتری خود را با رفاقت و محبت درمی‌بازد.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، با آزادسازی خود، در پی اسیر کردن روح دیگران است.

آزاده، برای آزادسازی روح دیگران، جسم خود را اسیر می‌کند.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، خشونت را به کینه و نفرت تبدیل می‌کند.

آزاده، خشونت را با خویشتن‌داری جمیل، به عشق و مهربانی تبدیل و تصعید می‌کند.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، دلش را بی قید و بند می‌کند اما جانش به بند کشیده می‌شود.

آزاده، جانش را آزاد و رها می‌کند تا دلش اسیر هوا و هوس نگردد.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، از سرزنش و تمسخر دیگران سخت درمانده و رنجور می‌گردد.

آزاده، با تصرف این نقدها و ناسزاها، نیرومند و محبوب می‌شود.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، بی‌نیازی را در جمع‌آوری مال و سربلندی را در جاه و مقام می‌پندارد.

آزاده، بی‌نیازی را در قناعت و سربلندی را در فروتنیِ خلق می‌داند.


  • محمدحسین ظرافتی

اخلاق برده، تابع قوانین و قراردادهای اجتماعی است.

اخلاق آزاده، مستقل از اخلاق قانونی و قراردادی، خودبنیاد و خودآفرین است.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، ارزش‌های اخلاقی موجود را نه تحقیق، که تقلید می‌کند.

آزاده، ارزش‌های اخلاقی واقعی را می‌پذیرد و در پی ارزش‌های مطلوب و متعالی خواهد بود.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، با سرکوب نیازهای غریزی‌اش، ناهوشیارانه از آن‌ها فرمان می‌گیرد.

آزاده، با پذیرش نیازهای غریزی، هوشیارانه بر آن‌ها فرمان می‌راند.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، در رقابت با دیگری، پیشرفت و شکوفایی خود را به تعویق می‌اندازد.

آزاده، آزاد از رقابت کاذبی، نیروی حقیقی خود را برای خودشکوفایی کامل آزاد می‌سازد.


  • محمدحسین ظرافتی

برده، چون در تنگ‌نظری و تاریک‌اندیشی به سر می‌برد، جهان را سراسر تیره و تار می‌بیند.

آزاده، چون جانش نورانی است هر سیاهی و پلیدی را روشن و پاک می‌کند.


  • محمدحسین ظرافتی