حال‌نوشت‌های بنده

حال‌نوشت‌های بنده

آن خدایی که من می‌شناسم، شب منتظر است برخیزی برای نماز شب تا خلوتی عاشقانه کند با تو...

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۳۰ مرداد ۹۷، ۲۲:۵۶ - alireza
    good

۵ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است

فطرت

جمعه, ۶ فروردين ۱۳۹۵، ۰۱:۰۳ ق.ظ


سعی کنیم بنابر فطرت خود از خدا چیزی بخواهیم نه بنابر ظواهر دنیایی

اگر ماشین می‌خواهیم، اگر خانه می‌خواهیم، اگر مدرک و زن و بچه و پست و مقام و... می‌خواهیم؛ به جای این‌ها از خداوند بخواهیم سعادت دنیا و آخرت را به ما بدهد. آن وقت اگر به خواسته‌های دنیایی نرسیدیم ناراحت نیستیم چون آن‌ها، ما را سعادتمند نمی‌کرد. خدا بدون این که از او چشم و گوش و بینی و دست و پا و... بخواهیم، آن‌ها را به ما داد زیرا مطابق فطرت‌مان بود. پس بر مبنای فطرت‌مان که برگشت به پاکی است از خدا چیزی بخواهیم نه بر مبنای زندگی مرفه در دنیا. بسیاری، از خدا پول خواسته‌اند ولی آن پول دنیا و آخرت آن‌ها را خراب کرده است. ولی اگر سعادت را بخواهیم خداوند به وقتش آنقدر به ما پول می‌دهد که تا می‌توانیم هم دنیا و هم آخرت خود را آباد کنیم.

  • محمدحسین ظرافتی

چشم انداز

پنجشنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۵، ۰۲:۰۶ ق.ظ


یک داستان قابل تأمل...

یک تاجر آمریکایى نزدیک یک روستاى مکزیکى ایستاده بود که یک قایق کوچک ماهیگیرى از بغلش رد شد که توش چند تا ماهى بود! از مکزیکى پرسید: چقدر طول کشید که این چند تارو بگیرى؟ مکزیکى: مدت خیلى کمى ! آمریکایى: پس چرا بیشتر صبر نکردى تا بیشتر ماهى گیرت بیاد؟ مکزیکى: چون همین تعداد هم براى سیر کردن خانواده‌ام کافیه ! آمریکایى: اما بقیه وقتت رو چیکار میکنى؟ مکزیکى: تا دیروقت میخوابم! یک کم ماهیگیرى میکنم!با بچه‌هام بازى میکنم! با زنم خوش میگذرونم! بعد میرم تو دهکده میچرخم! با دوستام شروع میکنیم به گیتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با این نوع زندگى ! آمریکایى: من توی هاروارد درس خوندم و میتونم کمکت کنم! تو باید بیشتر ماهیگیرى بکنى! اونوقت میتونى با پولش یک قایق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قایق دیگه هم بعدا اضافه میکنى! اونوقت یک عالمه قایق براى ماهیگیرى دارى ! مکزیکى: خب! بعدش چى؟ آمریکایى: بجاى اینکه ماهى‌هارو به واسطه بفروشى اونارو مستقیما به مشتریها میدى و براى خودت کار و بار درست میکنى... بعدش کارخونه راه میندازى و به تولیداتش نظارت میکنى... این دهکده کوچیک رو هم ترک میکنى و میرى مکزیکو سیتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورک... اونجاس که دست به کارهاى مهمتر هم میزنى ... مکزیکى: اما آقا! اینکار چقدر طول میکشه؟ آمریکایى: پانزده تا بیست سال ! مکزیکى: اما بعدش چى آقا؟ آمریکایى: بهترین قسمت همینه! موقع مناسب که گیر اومد، میرى و سهام شرکتت رو به قیمت خیلى بالا میفروشى! اینکار میلیونها دلار برات عایدى داره ! مکزیکى: میلیونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟ آمریکایى: اونوقت بازنشسته میشى! میرى به یک دهکده ساحلى کوچیک! جایى که میتونى تا دیروقت بخوابى! یک کم ماهیگیرى کنى! با بچه هات بازى کنى ! با زنت خوش باشى! برى دهکده و تا دیروقت با دوستات گیتار بزنى و خوش بگذرونى!!! مکزیکی : خوب این کارو که الآن هم دارم اانجام میدم برا چی خودم رو اینقدر عذاب بدم.

  • محمدحسین ظرافتی

ترکمنچای 2

چهارشنبه, ۴ فروردين ۱۳۹۵، ۱۲:۴۳ ق.ظ


دیپلماسی لبخند...


  • محمدحسین ظرافتی

حاج محمود

سه شنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۵، ۱۲:۴۳ ق.ظ


سلامتیش صلوات...


  • محمدحسین ظرافتی

سلام

يكشنبه, ۱ فروردين ۱۳۹۵، ۱۲:۴۲ ب.ظ


سلام به همه اونایی که میخوان نگاهشون رو به زندگی تغییر بدن...


  • محمدحسین ظرافتی