ریزه کاری‌های مدیریت

همه انسان ها مدیر هستند اما فقط بعضی از آنها جزء رهبران تأثیرگذار خواهند بود.

ریزه کاری‌های مدیریت

همه انسان ها مدیر هستند اما فقط بعضی از آنها جزء رهبران تأثیرگذار خواهند بود.

ریزه کاری‌های مدیریت

آن خدایی که من می‌شناسم، شب منتظر است برخیزی برای نماز شب تا خلوتی عاشقانه کند با تو...

آخرین نظرات
  • ۲۹ شهریور ۹۶، ۱۱:۳۴ - سیّد محمّد جعاوله
    احسنت
  • ۲۸ شهریور ۹۶، ۱۴:۱۹ - علیـ ــر ضــا
    🙂 مفید
  • ۲۷ شهریور ۹۶، ۱۴:۲۸ - Hossein MK
    👏👌

۸ مطلب در تیر ۱۳۹۵ ثبت شده است


راههای مختلفی برای آموزش افراد وجود دارد. تکنیکهای زیادی برای آموزش افراد در نظر گرفته شده است. دانشمندان غربی و شرقی برای آموزش، انگیزش، یادگیری، برنامه‌ریزی برای کلاس درس و... بسیار اندیشیدهاند و راهحلهای مختلفی ارائه دادهاند. تا دلتان بخواهد کتاب چاپ شده است.

نکته مهم اینجاست که قبل از همه اینها، مدیر آموزشی باید شرایطی را به وجود آورد که فرد بتواند راحت تفکر کند نه این که به او بگویند اینطور فکر کن و طبق این برنامه عمل کن. هرکس میداند چهطور عمل کند و فکر کند. انسان به طور طبیعی دنبال نفع خودش است. لازم نیست دیگران بیایند دنبال انسان و تجربه در اختیارش قرار دهند. او خودش به دنبال تجربه دیگران میرود و به موقع از آنها استفاده میکند. هیچوقت بی‌عقلی نمیکند و خودش را در چاه نمیاندازد. این که میبینید خیلیها بیعقلی میکنند برای این است که در شرایط خوبی تربیت نشدهاند. حالا گفتن این شرایط در این بحث نمیگنجد ولی لُب مطلب این است که بگذاریم کودکان طبق فطرت و طبیعت خود بزرگ شوند و ما آن را دستکاری نکنیم.

انسان‌هایی هستند که در کودکی، بسیار سختی کشیده‌اند ولی روی پای خود ایستاده‌اند و به موفقیت رسیده‌اند. زندگی‌نامه پروفسور حسابی و انیشتن و... گویای همین است. ببینید یک مادر چگونه در تربیت کودک می‌تواند نقش ایفا کند. یک سری لطافت‌های خاصی که به اندازه تمام آموزش و پرورش ارزش دارد و ما آن‌ها را نمی‌بینیم و فقط دنبال برنامه‌ریزی و قانون‌گذاری هستیم. ما می‌خواهیم به‌زور به کودکان برنامه بدهیم؛ در صورتی که اگر طبق شرایط طبیعی خود بزرگ شوند خودشان بهتر از من و شما راه‌شان را پیدا می‌کنند.

برنامه‌ریزیِ آموزشی تا حدی که قوانین و چهارچوب‌های کلی را بگوید کافیست، اما اگر بخواهد در جزئیات زندگی و تحصیل انسان‌ها دست ببرد، قطعاً با شکست مواجه خواهد شد. میلیلاردها انسان وجود دارد و میلیاردها تفاوت!. هرکدام، با ساعتِ قبل‌شان فرق دارند. چگونه می‌شود یک برنامه‌ریز آموزشی یا درسی، برای چندین سال، به چندصدهزار دانش‌آموز و دانشجو برنامه بدهد و آن‌ها را به رشد و تعالی برساند؟!

  • محمد حسین ظرافتی


گاهی اوقات می‌شود چیزی را خواند فقط برای خواندن. اما باید چیزی را خواند برای رساندن. رساندن دیگران به آگاهی. تو می‌توانی برسانی. هر چیزی را برسانی. پس خودن را محیا کن که بخشنده باشی. چیزی را ببخشی که خودت آفریده باشی از علم و اندیشه خودت. حتی با خط خودت. شروع کن شاید برای تو دیر باشد.

مدیریت آموزشی راهی است که انسان می‌تواند دیگران را هدایت و رهبری کند. ابزاری است مثل کپسول که همه چیز در آن جمع است. تو آموزش را مدیریت می‌کنی. نه‌طوری که تحکمی و زوری باشد. بلکه تلاش می‌کنی که آموزش موجب انگیزه شود. هر آموزشی. هنر مدیر آموزشی این است:

یافتن فرد...

یافتن فرد با کمک خودش. قدم اول همین است. فرد را بشناسی. وقتی او را شناختی، راه رسیدن به کمال را به او نشان می‌دهی. مدیر آموزشی با فطرت انسان‌ها سروکار دارد. اگر توجهی به فطرت نکند همه چیز تصنعی می‌شود. دیگر ابن‌سینا و ابوریحان و فارابی و پروفسور حسابی نخواهیم داشت. مدیر آموزشی به فکر امکانات و پول نیست تا فرد را با آن به شکوفایی برساند. به فکر شناخت فرد است تا ببیند او به طور خاص چگونه به شکوفایی می‌رسد. اگر او را یافتی (شناختی) در زیر خروارها خاک هم باشد می‌تواند سنگ را بشکافد و رشد کند. اگر او را نیافتی بهترین جای دنیا هم باشد، عاقبت، از آب دادن زیاد می‌پوسد و می‌گندد.

مدیر آموزشی برای این که بتواند شرایط طبیعی را برای دانش‌آموزان به وجود آورد ابتدا باید خود را بشناسد، زیرا تا پیچیدگی‌های شناختی خود به عنوان یک انسان را نبیند، نمی‌تواند ظرافت و پیچیدگی‌های دیگران را درک کند و به آن‌ها فرصت شکوفایی دهد.

  • محمد حسین ظرافتی

این گربه قبلاً یه نهنگ بود...

شانس آوردیم انقلاب شد، وگرنه تا الان یه موش آب کشیده شده بود!


  • محمد حسین ظرافتی
  • محمد حسین ظرافتی
  • محمد حسین ظرافتی
  • محمد حسین ظرافتی


اگه انقلاب نمی‌شد...

ایران مدافع مظلوم نبود و با ظالم مبارزه نمی‌کرد...

اون‌وقت تصور کنید داشتیم چیکار می‌کردیم؟

بین کشورها ... یا ظالم بودیم یا مظلوم...


  • محمد حسین ظرافتی


چو چشم خویش وا کردم

هوای کربلا کردم

به گوشم با اذان گفتند

تکلیف معین را...


  • محمد حسین ظرافتی