حال‌نوشت‌های بنده

حال‌نوشت‌های بنده

آن خدایی که من می‌شناسم، شب منتظر است برخیزی برای نماز شب تا خلوتی عاشقانه کند با تو...

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۳ تیر ۹۷، ۱۸:۰۶ - گل نرگس
    :)
  • ۶ تیر ۹۷، ۱۱:۳۵ - یه بنده خدا
    به به
  • ۵ تیر ۹۷، ۲۰:۱۸ - دختری از جنس باد
    اخ اخ اخ

۷ مطلب در اسفند ۱۳۹۶ ثبت شده است

کانکتوگرافی

جمعه, ۴ اسفند ۱۳۹۶، ۰۵:۲۰ ب.ظ


داریم از عصر Geography (جغرافی) به عصر Connectography (کانکتوگرافی) گذر می‌کنیم. دیگر، زمین و مفاهیم فیزیکی آن، معنی خود را از دست داده و ارتباطاتِ مجازی جای آن را گرفته است.

  • محمدحسین ظرافتی

شکست ایده

سه شنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۶، ۰۳:۴۲ ب.ظ


دیگران چگونه به موفقیت رسیده‌اند؟ چرا بقیه نمی‌رسند؟ چرا فکر می‌کنی هر ایده‌ای که به ذهنت رسید، حتماً نتیجه می‌دهد؟

یک سر برو به قبرستان ایده‌ها. ایده‌هایی که به نتیجه رسیده‌اند و فقط در ذهن نمانده‌اند! یعنی تبدیل به محصول یا ایجاد یک شرکت شده‌اند. اما بعد از سه سال، شکست خورده و آن شرکت، ورشکست شده است. افرادش خیلی هم از تو داغ‌تر بوده‌اند؛ خیلی هم پرتلاش‌تر از تو بوده‌اند.

هزاران ایده به ذهن افراد می‌رسد. چه‌چیز باعث می‌شود از بین آنان، فقط یک ایده جان سالم بدر بَرد و موفق گردد؟!

خوب است نگاهی به مقاله زیر بیندازی:

علل شکست کارآفرینان

  • محمدحسین ظرافتی

یادگیری چه زمانی اتفاق می‌افتد؟

سه شنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۶، ۰۳:۳۷ ب.ظ


چه‌وقت می‌توانیم مطلبی را به کسی یاد بدهیم؟

1-    یادگیری زمانی اتفاق می‌افتد که بین یاددهنده و یادگیرنده، رابطه عاطفی و محبت برقرار باشد. گاهی ما با 100ساعت آموزش، به هیچ‌چیز نمی‌رسیم؛ گاهی با یک رفتار صحیح، فرد به راحتی چیزی را که ظرف 100ساعت یاد نگرفته، یاد می‌گیرد. درواقع محبت، مقدمه ایجاد فرایند یادگیری است.

2-    آنچه قرار است یاد گرفته شود، باید با زندگی واقعی فرد، پیوند قوی داشته باشد. فرد باور کند که این آموزش، در زندگی و کارش، واقعاً مفید است.

  • محمدحسین ظرافتی

انواع تعامل با مدیر

سه شنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۶، ۰۳:۳۵ ب.ظ


رفتارهایی که ممکن است از من و مدیرم سربزند!

اگر مدیر، به من کاری بسپارد، آن را برایش انجام می‌دهم و درصورتی که در حین کار، متوجه هیچ‌گونه اشکال و نکته غیرمنطقی نشوم، آن کار را ادامه می‌دهم.

اما اگر متوجه شوم که اشکالاتی در کار وجود دارد و انجام آن به صلاح نیست،

1-    یا می‌گویم: احتمالاً من دارم اشتباه می‌کنم و مدیرِ من، در هر صورت درست می‌گوید.

2-    یا به مدیر می‌گویم: به نظرم انجام این کار درست نیست.

اگر من رویکرد دوم را انتخاب کنم، در این صورت مدیر،

1-    یا با من صحبت میکند و دلیل درست بودن آن کار را به من توضیح میدهد و من را از ابهام درمیآورد.

2-    یا میگوید: همان که گفتم را انجام بده و سؤال نپرس.

اگر برخورد مدیر از نوع دوم باشد، من،

1-    یا کارم را با نارضایتی ادامه می‌دهم.

2-    یا به مدیر می‌گویم: این کار اشتباه است و من دیگر آن را انجام نمی‌دهم.

در صورتی که راه دوم را برگزینم،

1-    یا مدیر، من را به خاطر سرپیچی از دستورات تنبیه میکند.

2-    یا شخص دیگری را جایگزین من می‌کند.

نتیجه‌گیری: کار کردن با مدیری که حاضر نیست دلیل انجام کارهایش را به دیگران توضیح دهد و هیچ پیشنهادی را هم قبول نمی‌کند، به هیچ‌وجه توصیه نمی‌شود و ترک آن مدیر در اولویت است.

  • محمدحسین ظرافتی

رقابت در نظردهی

سه شنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۶، ۰۳:۳۳ ب.ظ


کارکنان در محیط کار، دائماً در حال اجرای دستورات مافوق هستند؛ پس چرا در بسیاری از سازمان‌ها، مشکلات هنوز هستند و بهره‌وری لازم وجود ندارد؟

یکی از اساتید ما در دانشگاه می‌گفت: هروقت خواستید دوره آموزشی برگزار کنید، آن دوره را برای مدیران بگذارید. آن‌هم مدیران رده بالا. زیرا برگزاری دوره برای کارمندان، هیچ فایده‌ای ندارد و اگر مدیر، صلاحیت‌های لازم را نداشته باشد، بهترین کارمندان هم نمی‌توانند در آن سازمان دوام بیاورند.

یکی از دلایلی که مشکلاتِ موجود در سازمان‌ها حل نمی‌شود یا سالیان درازی طول می‌کشد تا برطرف گردد، این است که در آن سازمان‌ها، رقابت آزاد در نظردهی نسبت به قوانین وجود ندارد.

همان‌طور که در بازارِ کار، رقابت وجود دارد تا کیفیت محصولات در حد عالی باقی بماند، رقابت در سازمان هم باید وجود داشته باشد تا قوانین و فرایندهای کهنه و قدیمی، جای خود را به قوانین و فرایندهای نو و جدید بدهند.

این را به یاد داشته باشید که بیشترین اشکالاتِ موجود در سازمان‌ها، به خاطر فرایندهای غلطی است که نمی‌گذارد سازمان، کارایی لازم را داشته باشد.

رقابت در نظردهی، به این معنی است که کارکنانِ سازمان، نسبت به قوانین ضعیفی که در سازمان وجود دارد و پاسخگوی نیاز کارکنان و مراجعان نیست، واکنش نشان داده و برای بهبود و اصلاح امور، پیشنهاد، ایده و نظر بدهند. در واقع یک فضای رقابتی به وجود آید که کارکنان تشویق شوند از سازمان اِشکال بگیرند و با پیشنهادات خود، راه‌حلی برای رفع آن‌ها ارائه کنند.

اگر چنین فضایی برای کارکنان وجود نداشته باشد، آن‌ها راجع به قوانین، به‌طور خودجوش اظهار نمی‌کنند (چون می‌ترسند) و سازمان، به سادگی با شکست مواجه می‌شود.

آن فضا باید به طور رسمی ایجاد شود. فضایی که کارکنان بتوانند راجع به هرچیز اظهارنظر کنند. اشتباه مدیران را به آن‌ها بگویند و آزادانه و به‌سرعت، راجع به هرچیز به بحث بپردازند.

  • محمدحسین ظرافتی

انتخاب کاتبان

سه شنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۲۲ ق.ظ

ای مالک!

در انتخاب کاتبان خود، دقتی تمام و کمال کن و کارهایت را به بهترین‌شان بسپار.

و نامه‌های اختصاصی‌ات را (که شامل تدابیر و اسرار توست) به کسی بسپار که به جمیع جهات از همه درستکارتر باشد.

و مقام و اعزاز و اکرام، سرمستش نسازد و به جسارت و طغیانش وا ندارد؛ چنان‌که در حضور دیگران مقابل تو بایستد و با تو مخالفت کند.

و غفلتش موجب نشود که نامه‌های کارگزارانت را به تو نرساند و جواب‌های درست تو را به آنان منتقل نکند.

و در آنچه باید برای تو بگیرد و از جانب تو بدهد، سستی و سهل‌انگاری کند.

در عهد و پیمان‌ها، سود و زیان تو را بفهمد.

و آن پیمان را که به سود توست، تضعیف نکند.

و برای ردّ آن معاهده‌ای که به زیان توست، در موضع ضعف نماند.

و قدر و ارزش خود و جایگاهش را بداند.

و آن که در شناخت قدر و منزلت خویش ناتوان است، در شناخت قدر و منزلت دیگران، ناتوان‌تر خواهد بود.

در انتخاب کاتبان، به هوشمندی خودت و اطمینان و خوش‌گمانی خودت، اتکاء نکن. چرا که هستند افرادی که حاکمان را علیرغم هوشمندی‌شان، با ظاهرآرایی و خوش‌خدمتی، می‌فریبند.

و در پشت آن ظاهرِ آراسته، کمترین نشانی از خیرخواهی و امانت‌داری نیست.

آنان را براساس عملکردشان برای حاکمانِ شایستهِ پیش از خودت، انتخاب کن.

و از میان آنان، به کسی بیشترین اعتماد را بکن که بیشترین تأثیر مثبت را بر مردم گذاشته و به درستی و امانت، شهره‌تر شده است.

این کار، نشانه خیرخواهی تو برای خداست و برای مردمی که بر آن‌ها حکومت می‌کنی.

و بر سر هر یک از کارهایت، کسی را از خودشان در جایگاه ریاست بنشان که نه بزرگی کارها او را به عجز آورد و نه فراوانی آن‌ها پریشانش کند.

و در نهایت اگر عیبی در دبیران تو باشد و تو از آن غافل باشی، مسئولیتش با توست.


  • محمدحسین ظرافتی

خراج و مالیات

سه شنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۰۳ ق.ظ

ای مالک!

در امر خراج و مالیات، بِرس به سامان اهل آن.

که سامان یافتن دیگران در گروی سامان یافتن مالیات و اهل آن است.

و کار دیگران سامان نمی‌گیرد مگر زمانی که کار اهل مالیات سامان پذیرد. چرا که گذران امور همه مردم، متکی است به مالیات و اهل آن.

و پیش و بیش از آن که به مالیات بیندیشی، به آبادانی و عمرانی بیندیش. چرا که رسیدن به آن، جز با آبادی و عمران، ممکن نمی‌شود.

و هرکه که مالیات طلبد بی‌آنکه آباد سازد و عمران بیاورد، به ویرانی شهرها و نابودی مردم، کمر بسته است.

و حکومتش چندان دوام نمی‌آورد.

و اگر از سنگینی مالیات شکایت کردند، یا دچار آفت شدند، یا کم‌آبی چاه‌ها یا نباریدن باران، یا جاری شدن سیل، یا بی‌آبی و خشک‌سالی؛ آن‌قدر بر آن‌ها سبک بگیر که کارشان به سامان برسد.

و مبادا که سبک‌سازیِ بارِ مردم، بر تو سنگین بیاید.

این رعایت‌ها ذخیره می‌شود و نزد تو باز می‌گردد و در آبادانی شهرهایت و آراستگی و آبرومندی حکومتت متجلی می‌شود.

مضاف بر آن، برایت خوش‌نامی می‌آورد و شادمانی از حاکمیتِ عدالت میان مردم.

در حالی که تکیه‌گاهت، قدرت برتری است که در آنان ذخیره کرده‌ای از احساس امنیتی که به آنان بخشیده‌ای و اعتمادی که در آنان نسبت به خودت و عدالتت و مهربانی‌ات ایجاد کرده‌ای.

و چه بسا کارهایی پیش بیاید و مشکلاتی بروز کند که تو بارشان را بر دوش مردم بگذاری و آنان، حمل آن را با طیب‌خاطر و رغبت کامل، می‌پذیرند. چرا که مملکتِ آباد، از عهده حمل هر باری برمی‌آید.

و هر مملکتی، با فقر و فلاکتِ مردم است که ویران می‌شود.

و مردم زمانی دچار فقر و فلاکت می‌شوند که حاکمان دچار مال‌اندوزی شوند.

و از سرنوشت دیگران عبرت نگرفته باشند.

و به ماندن بر سر کار، امیدوار نباشند.


  • محمدحسین ظرافتی