ریزه کاری‌های مدیریت

همه انسان ها مدیر هستند اما فقط بعضی از آنها جزء رهبران تأثیرگذار خواهند بود.

ریزه کاری‌های مدیریت

همه انسان ها مدیر هستند اما فقط بعضی از آنها جزء رهبران تأثیرگذار خواهند بود.

ریزه کاری‌های مدیریت

آن خدایی که من می‌شناسم، شب منتظر است برخیزی برای نماز شب تا خلوتی عاشقانه کند با تو...

آخرین نظرات
  • ۲۹ شهریور ۹۶، ۱۱:۳۴ - سیّد محمّد جعاوله
    احسنت
  • ۲۸ شهریور ۹۶، ۱۴:۱۹ - علیـ ــر ضــا
    🙂 مفید
  • ۲۷ شهریور ۹۶، ۱۴:۲۸ - Hossein MK
    👏👌

۳۲ مطلب با موضوع «برداشت آزاد» ثبت شده است


راهی که از سر گرفتیم...


  • محمد حسین ظرافتی

اگر مدیرترینْ مدیرِ روی کره زمین باشیم، اما خداوند ما را دوست نداشته باشد... چه فایده‌ای دارد؟

امروز، روزی است که می‌توانیم رضایت او را بدست آوریم.

امام صادق (ع): اگر شخصی گناهکار نتواند در شب‌های با برکت ماه رمضان بویژه شب‌های قدر، خود را در معرض نسیم رحمت الهی قرار دهد و آمرزیده شود، او تا سال آینده بخشیده نمی‌شود مگر این که عرفه را درک کند و از امتیازات آن روز بهره گیرد.

کافی ـ ج2 ـ ص66


  • محمد حسین ظرافتی

خواهشاً وقتی پدر یا مادرتون بهتون زنگ می‌زنن، زود گوشی رو بردارید؛ رد تماس ندید؛ نگید بعداً جواب میدم.

اگر کاری دارن، سریع براشون انجام بدید.

سرد باهاشون صحبت نکنید.

اون شخصی که پشت تلفن باهاش خوب و گرم صحبت می‌کنی، یک هزارم زحمت پدر و مادرت رو هم برات نکشیده...

والدین خیلی دوست دارن صدای بچه‌شون رو از پشت تلفن بشنون...

خیلی دلشون بری اون‌ها تنگ میشه...

تلفن رو زود قطع نکنید.

خیلی‌ها حسرت این رو دارن که وقتی موبایلشون زنگ می‌خوره، پشت خط... پدر یا مادرشون باشه، آخه خیلی وقته که صداشون رو نشنیدن...

تا هستن، قدرشون رو بدونید.

در ضمن، هواشونو بیشتر از بقیه داشته باشید...

  • محمد حسین ظرافتی

سربازی یه چیزش خوبه

این که هرکس هرکاری که میگه براش می‌کنی...

از نظافت بگیر تا خرید و ...

ولی وقتی فکر می‌کنی... می‌بینی هیچ کدوم از این کارها رو برای مادرت نکردی...

کسی که تموم زندگیش رو برات گذاشت

قبل از این که دیر بشه و تأسف بخوری... زندگیت رو براش بذار

سربازی باعث میشه آدم قدر مادرش رو بیشتر بدونه...


  • محمد حسین ظرافتی

دیروز بعد از چند هفته تلاش برای هماهنگی بچه‌ها، رفتیم سینما. داشتم به این فکر می‌کردم که چطور می‌شود بدون دردسرِ هماهنگی و از دست دادن وقت، به سینما یا هرجای دیگری که مدنظرمان است برویم. به این نتیجه رسیدم که باید بیشتر روی مقصدی که می‌خواهیم برویم تمرکز کنیم تا روی هماهنگی بین بچه‌ها. مقصد هرچه‌قدر جذاب و با زمان‌بندی مناسب و با جزئیات دقیق ارائه شود، تمایل افراد برای شرکت در آن بیشتر خواهد شد.

ما باید خودمان و مقصد یا (هدف)مان را درنظر بگیریم، نه نظرات دیگران. برای خود بهترین برنامه‌ریزی را داشته باشیم، آن‌وقت دیگران هم تمایل دارند از ما حمایت کنند و تا سیدن به هدف، در کنار ما باشند. از طرفی، آن‌ها می‌خواهند بهترین لحظات زندگی خود را در کنار ما سپری کنند، پس باید روی مقصد و اتفاقات خوب آن متمرکز شویم و برای بهتر شدن آن، کار کنیم.

یک مثال برای هماهنگی: در جمع دوستان خود مطرح کنید که در این تاریخ می‌خواهم به کوه یا سینما یا ... بروم. از ساعت 6 الی 18 آن‌جا هستم و این فعالیت‌ها را انجام خواهم داد. اگر دوست دارید بیایید، به من خبر دهید.

حال، دوستان ما نه نیاز به اصرار ما دارند تا بیایند و به زحمت بیفتند، و نه ما برای هماهنگی، اذیت می‌شویم. این‌طوری، نه وقت تلف می‌شود و نه برنامه به خاطر عدم هماهنگی، کنسل. اگر آمدند و تجربه خوبی از همراهی با شما نصیب‌شان شد، در برنامه‌های بعدی هم حتماً همراه شما خواهند بود. اگر هم نیامدند، شما علاوه بر این که به برنامه خود می‌رسید، به عنوان فردی شناخته می‌شوید که به وقت خود اهمیت می‌دهد و منظم است و الگوی خوبی خواهید شد. درواقع دیگران وقتی می‌بینند ما در رسیدن به هدف‌مان مصمم و جدی هستیم، بیشتر دوست دارند با ما باشند، تا این که ببینند ما هم به امید آن‌ها نشسته‌ایم و کاری نمی‌کنیم.

روزی به یکی از فرماندهان نظامی گفته شد شما چطور برای یک عملیات، این همه آدم و تجهیزات را هماهنگ می‌کنید و اکثراً هم پیروز هستید؟ در صورتی که ما برای جمع کردن بچه‌ها و جلسه با آن‌ها کلی دردسر داریم و در آخر به نتیجه دلخواه نمی‌رسیم؟

او گفت: به خاطر این که هدف ما عملیات و پیروزی در آن است و بقیه چیزها فرع هستند ولی هدف شما جلسه است و بیشتر به فرعیات توجه می‌کنید.

  • محمد حسین ظرافتی

اگر نمی‌توانید دو کار را با هم انجام دهید، یک کار را بگیرید و درست انجام دهید. به فکر معروف شدن و مشهور شدن نباشید. به این فکر نکنید که اگر من چند تا کار را با هم انجام دهم و با دیگران ارتباط بگیرم، دیگران مرا می‌شناسند و می‌توانم جایگاه و مقام بالاتری نصیب خود کنم. به فکر رضایت خدا باشید و رضایت خدا هم در جاه و مقام و پُست نیست بلکه در این است که شما در جایی که هستید، بتوانید کار را درست انجام دهید. اگر به خاطر خدا از همه چیز بگذرید، خدا هم برای‌تان چیزی که خیر است را رقم می‌زند. وقتی خدا می‌بیند بنده‌اش به خاطر این که کارش را درست انجام دهد، از گرفتن چند کار که شاید ظاهراً به نفعش باشد دست کشیده است، او را دوست دارد و هرکس که خدا او را دوست داشته باشد، دیگر چه چیزی می‌خواهد؟

اگر شخصی هستید که توانایی انجام ده تا کار همزمان را دارد، حتماً کارها را قبول کنید و خود را رشد دهید. اما به خاطر رسیدن به قدرت و ثروت آن‌ها را قبول نکنید. شرط قبول کار، انجام درست، زیبا و تمیز آن باشد. اما پیشنهاد من این است که اگر در سازمان خود می‌خواهید چند کار را قبول کنید، دقت کنید که آن‌ها مربوط به یک حوزه باشد و با کارهای دیگرتان متفاوت نباشد. اگر مسئولیتی قبول می‌کنید، آن مسئولیت، خودش شاخه‌های زیادی دارد که باید به آن‌ها برسید و نباید مسئولیت دیگری که خودش شاخه‌ها و فعالیت‌های دیگری را شامل می‌شود، قبول کنید و اِلا هیچ کدام از کارها، با کیفیت خوب انجام نخواهند شد.

کار کوچکی که فرد بر عهده می‌گیرد و با مسئولیت خودش آن را جلو می‌برد، هم کیفیت آن را بالا می‌برد و هم، از همه مهم‌تر، خلاقیت و توسعه کار را بهتر و بیشتر خواهد کرد. در این حالت فرد می‌تواند فکر کند و کارش را بهبود بخشد.

هیچ‌وقت به فکر پست و مقام و پول نباشید. همیشه به فکر رضای خدا باشید. چیزی که برای آن کار می‌کنید ارزش شما را تعیین خواهد کرد. شما به خاطر پول شاید هرکاری بکنید، ولی به خاطر خدا دیگر دست به هر کاری نمی‌زنید و همین موجب ارزشمند شدن شما خواهد شد.

  • محمد حسین ظرافتی

بدم می‌آید. از کسانی که فقط لایک می‌کنند. از کسانی که فقط بلدند ابراز تأسف یا خوشحالی کنند. از کسانی که دنبال ظاهرسازی هستند. هیچ عملی از خود نشان نمی‌دهند. هیچ کاری نمی‌کنند. هیچ تأثیری از اتفاقی که افتاده در آن‌ها به‌وجود نمی‌آید و نه درباره آن موضوع فکر می‌کنند. فقط به دنبال این هستند که با گذاشتن تصویری از اتفاقات روز، بگویند ما هم آره... اهل تکنولوژی و فضای مجازی هستیم. اما کو عقل و درایت؟ کار خود را می‌کنند و هیچ توجهی به محیط اطراف خود ندارند. هیچ تغییری برای ارتقای بینش خود به‌وجود نمی‌آورند. کاری ندارند که تصمیمی که می‌گیرند چه تأثیری در جامعه دارد. از مسئولین گرفته تا افراد عادی. این فضای مجازی انسان‌های ریا کار و بی‌مصرف بار می‌آورد.

  • محمد حسین ظرافتی


خواندن این کتاب رو به هرکسی که می‌خواد پیشرفت کنه توصیه می‌کنم.

این کتاب زندگی شما را وسعت می‌بخشد و ذهن شما را باز می‌کند.


  • محمد حسین ظرافتی


خواندن این کتاب رو به هرکسی که می‌خواد پیشرفت کنه توصیه می‌کنم.

این کتاب به زندگی شما نظم می‌دهد.


  • محمد حسین ظرافتی

مدیرانی هستند که اگر میلیون‌ها تومان پول به شما بدهند، حاضر نیستید حتی یک لحظه با آن‌ها کار کنید. چون نَه مشخص است می‌خواهند چه کار کنند، نَه زمان‌بندی درستی دارند، نَه چارچوب کاری برای خود و دیگران ایجاد می‌کنند.

آن‌ها از کارشان بازخورد نمی‌گیرند و دائماً روی فرایندها تمرکز می‌کنند. کارها را به این و آن پاس می‌دهند بدون این که ریشه مشکلات را اصلاح کنند.

وقت‌وبی‌وقت زنگ می‌زنند و می‌خواهند کاری را انجام دهید که دقیقه 90 است. هر کاری که هیچ‌کس انجام نمی‌دهد را به شما می‌گویند. شما اصلاً به لحاظ روانی در محیط کار، آرامش و آسایش ندارید و حتی فرصت انجام کارهای خودتان را نیز پیدا نمی‌کنید.

افراد سازمان از مواجهه با این مدیر هراس دارند تا مبادا کاری را به آنان بسپارد.

این مدیران بعد از مدتی تلاش بیهوده و پیشرفت موقت و ظاهری، از پا در می‌آیند و سازمان را با شکست روبه‌رو می‌کنند.

  • محمد حسین ظرافتی

1- فونت ایران سنس را از سایتhttp://fontiran.com  بخرید.

2- بعد از خرید، شناسه خریدی که به ایمیل شما ارسال شده را درکادر مخصوص در سایت وارد کنید.

3- در اجازه نامه غیر تجاری، نام وبلاگ و آدرس آن را نوشته و کد لایسنس دریافت کنید.

4- فولدر دانلود شده را باز کنید و وارد اینجا شوید:

IRANSans4\WebFonts\css

5- فایل style را باز کرده و از تمام آن را کپی بگیرید.

6- در وبلاگ خود از قسمت قالب، ویرایش css قالب فعلی را انتخاب کنید و محتویات style را در ابتدای آن پیست کنید.

7- همچنین فایل fontiran را باز کرده و از تمام آن کپی گرفته و بعد از متن style در css پیست کنید.

8- سپس کد لایسنس را در (.....) بنویسید.

9- تغییرات را ذخیره کرده و وارد صندوق بیان در فضای اختصاصی شود.

10- در فولد دانلود شده وارد اینجا شوید:

IRANSans4\WebFonts\fonts

11- باید تمام فایل‌های موجود در فولدرها را درصندوق بیان بارگزاری کنید. به همین منظور در صندوق بیان 4 پوشه به نام همین فولدرها ایجاد کرده و در داخل هر پوشه فایل‌های مربوطه را آپلود کنید.

12- بعد از آپلود باید لینک دانلود هر کدام از فایل ها را در  css در متن fontiran کپی و پیست کنید.

13- لینک دانلود را باید در این قسمت پیست کنید:

src: url('../fonts/eot/IRANSansWeb_Bold.eot');

14- به همین منظور متن داخل پرانتز را به جز ('  ') پاک کرده و لینک دانلود مربوط به آن فونت را قرار دهید. (لینک دانلود باید طوری باشد که وقتی آن را در آدرس‌بار مرورگر می‌آوریم فایل فونت دانلود شود). در مورد همه فونت‌ها این کار را انجام دهید.

15- در انتها تغییرات را ذخیره کنید.

تمام

  • محمد حسین ظرافتی

صبح تا شب کار کن، تلاش کن؛ اما اینها نتیجه‌ای برایت دارد؟ کِی متوجه می‌شوی که کاری که می‌کنی نتیجه می‌دهد؟

هدف ما چیست؟ بعضی وقت‌ها هدف درست است، تلاش هم می‌کنیم، اما بی‌فایده است. یکی از دلایل نرسیدن به هدف، تلاش بی‌جا است. ما راه درست را پیدا نمی‌کنیم و می‌خواهیم به زور از پنجره وارد خانه شویم. توقف کردن و فکر کردن و پیدا کردن یک راه مناسب برای رسیدن به هدف، بسیار بهتر از تلاش اضافی و تلف کردن وقت است. من تلاش کردن را نفی نمی‌کنم ولی بعضی از ما مثل پرنده‌ای هستیم که در خانه‌ای گیر افتاده و برای رسیدن به آزادی، خودش را به پنجره‌های بسته می‌کوبد.

ما می‌توانیم با توقف تلاش خود و نگاه کردن بهتر به محیط پیرامون‌مان، خیلی ساده راه درست را پیدا کرده و راحت‌تر به نتیجه برسیم.

  • محمد حسین ظرافتی

استراتژی یک الگوی تصمیم‌گیری برای رسیدن به هدف است. استراتژی یعنی فکر راجع به کار و چگونگی انجام آن. هرچقدر هم که خوب فکر و برنامه‌ریزی بشود، اگر عمل منظم با افراد منضبط برای اجرای کار وجود نداشته باشد، تمام آن برنامه‌ها بیهوده و عبث خواهد بود. قبل از تدوین استراتژی خوب باید به دنبال افراد خوب بود، زیرا اگر استراتژی خوب باشد، فعالیت‌ها به نتیجه می‌رسد و اگر هم استراتژی خوب نباشد، آن افراد کار خود را به خوبی انجام می‌دهند و ضعف آن را جبران می‌کنند.

  • محمد حسین ظرافتی

چرا می‌خواهیم به مدیران پول زیاد بدهیم؟ آیا یک مدیر برای این که کارش را به درستی انجام دهد باید به او مزایا و پاداش بدهیم؟ این چه مدیری است که تا پول نگیرد کار نمی‌کند؟

یک مدیر خوب اگر به کارش علاقه داشته باشد، بدون پول هم کار می‌کند. یک مدیر در صورتی پاداش می‌گیرد که کارِ درست و مفیدی برای سازمان انجام دهد. این که ما بیاییم یک حقوق ثابت و بالا برای مدیر در نظر بگیریم، هیچ‌گونه جنبه تازگی نخواهد داشت و برای مدیر، عادی خواهد شد و اصلاً برایش فرق نمی‌کند که خلاقیت به خرج بدهد یا این که کارِ روز مرّه و عادی‌اش را سپری کند. ما باید یک حقوق متعارف در نظر بگیریم و به جای این که مزایا را به عنوان یک چیز ثابت به حقوق مدیر اضافه کنیم، آن را تحت عنوان پاداش، برای انجام کارهای ویژه و مفیدِ مدیر در نظر بگیریم. هرکس بر مبنای تلاش خود پاداش می‌گیرد، این که فکر کنیم مزایا بدهیم تا کار خوب پیش رود، برای شروع کار نیست. یک مدیر، خود در ابتدا خوب کار می‌کند و حقوق و مزایا برایش اهمیت ندارد. در ادامه، رئیس سازمان برای تشویق او، پاداش‌هایی را در نظر می‌گیرد. این‌طور نیست که اگر فرد تشویق نشود، کار را رها کند. مدیر خوب دلسوز است و تعهد کاری دارد؛ یا کاری را به عهده نمی‌گیرد و یا اگر مسئولیت کاری را قبول کرد، آن را به سرانجام می‌رساند. او هیچ‌وقت کارش را نیمه‌کاره رها نمی‌کند و اگر کاری به او سپرده می‌شود، آن را به نحو احسن انجام می‌دهد. البته مدیر خوب، شرایط سازمان را می‌سنجد. اگر ببیند سازمان دیگری قدر او را بیشتر می‌دانند، به احتمال قوی سازمان خود را ترک می‌کند. مدیری که خوب کار نمی‌کند و منتظر می‌ماند تا بعد از گرفتن پاداش، کارش را به درستی انجام دهد، هیچ‌وقت خوب و درست، کار نخواهد کرد.

  • محمد حسین ظرافتی


امروز ما یاد می‌گیریم اگر دین نباشد، سیاست هم نابود می‌شود...


  • محمد حسین ظرافتی


راههای مختلفی برای آموزش افراد وجود دارد. تکنیکهای زیادی برای آموزش افراد در نظر گرفته شده است. دانشمندان غربی و شرقی برای آموزش، انگیزش، یادگیری، برنامه‌ریزی برای کلاس درس و... بسیار اندیشیدهاند و راهحلهای مختلفی ارائه دادهاند. تا دلتان بخواهد کتاب چاپ شده است.

نکته مهم اینجاست که قبل از همه اینها، مدیر آموزشی باید شرایطی را به وجود آورد که فرد بتواند راحت تفکر کند نه این که به او بگویند اینطور فکر کن و طبق این برنامه عمل کن. هرکس میداند چهطور عمل کند و فکر کند. انسان به طور طبیعی دنبال نفع خودش است. لازم نیست دیگران بیایند دنبال انسان و تجربه در اختیارش قرار دهند. او خودش به دنبال تجربه دیگران میرود و به موقع از آنها استفاده میکند. هیچوقت بی‌عقلی نمیکند و خودش را در چاه نمیاندازد. این که میبینید خیلیها بیعقلی میکنند برای این است که در شرایط خوبی تربیت نشدهاند. حالا گفتن این شرایط در این بحث نمیگنجد ولی لُب مطلب این است که بگذاریم کودکان طبق فطرت و طبیعت خود بزرگ شوند و ما آن را دستکاری نکنیم.

انسان‌هایی هستند که در کودکی، بسیار سختی کشیده‌اند ولی روی پای خود ایستاده‌اند و به موفقیت رسیده‌اند. زندگی‌نامه پروفسور حسابی و انیشتن و... گویای همین است. ببینید یک مادر چگونه در تربیت کودک می‌تواند نقش ایفا کند. یک سری لطافت‌های خاصی که به اندازه تمام آموزش و پرورش ارزش دارد و ما آن‌ها را نمی‌بینیم و فقط دنبال برنامه‌ریزی و قانون‌گذاری هستیم. ما می‌خواهیم به‌زور به کودکان برنامه بدهیم؛ در صورتی که اگر طبق شرایط طبیعی خود بزرگ شوند خودشان بهتر از من و شما راه‌شان را پیدا می‌کنند.

برنامه‌ریزیِ آموزشی تا حدی که قوانین و چهارچوب‌های کلی را بگوید کافیست، اما اگر بخواهد در جزئیات زندگی و تحصیل انسان‌ها دست ببرد، قطعاً با شکست مواجه خواهد شد. میلیلاردها انسان وجود دارد و میلیاردها تفاوت!. هرکدام، با ساعتِ قبل‌شان فرق دارند. چگونه می‌شود یک برنامه‌ریز آموزشی یا درسی، برای چندین سال، به چندصدهزار دانش‌آموز و دانشجو برنامه بدهد و آن‌ها را به رشد و تعالی برساند؟!

  • محمد حسین ظرافتی


گاهی اوقات می‌شود چیزی را خواند فقط برای خواندن. اما باید چیزی را خواند برای رساندن. رساندن دیگران به آگاهی. تو می‌توانی برسانی. هر چیزی را برسانی. پس خودن را محیا کن که بخشنده باشی. چیزی را ببخشی که خودت آفریده باشی از علم و اندیشه خودت. حتی با خط خودت. شروع کن شاید برای تو دیر باشد.

مدیریت آموزشی راهی است که انسان می‌تواند دیگران را هدایت و رهبری کند. ابزاری است مثل کپسول که همه چیز در آن جمع است. تو آموزش را مدیریت می‌کنی. نه‌طوری که تحکمی و زوری باشد. بلکه تلاش می‌کنی که آموزش موجب انگیزه شود. هر آموزشی. هنر مدیر آموزشی این است:

یافتن فرد...

یافتن فرد با کمک خودش. قدم اول همین است. فرد را بشناسی. وقتی او را شناختی، راه رسیدن به کمال را به او نشان می‌دهی. مدیر آموزشی با فطرت انسان‌ها سروکار دارد. اگر توجهی به فطرت نکند همه چیز تصنعی می‌شود. دیگر ابن‌سینا و ابوریحان و فارابی و پروفسور حسابی نخواهیم داشت. مدیر آموزشی به فکر امکانات و پول نیست تا فرد را با آن به شکوفایی برساند. به فکر شناخت فرد است تا ببیند او به طور خاص چگونه به شکوفایی می‌رسد. اگر او را یافتی (شناختی) در زیر خروارها خاک هم باشد می‌تواند سنگ را بشکافد و رشد کند. اگر او را نیافتی بهترین جای دنیا هم باشد، عاقبت، از آب دادن زیاد می‌پوسد و می‌گندد.

مدیر آموزشی برای این که بتواند شرایط طبیعی را برای دانش‌آموزان به وجود آورد ابتدا باید خود را بشناسد، زیرا تا پیچیدگی‌های شناختی خود به عنوان یک انسان را نبیند، نمی‌تواند ظرافت و پیچیدگی‌های دیگران را درک کند و به آن‌ها فرصت شکوفایی دهد.

  • محمد حسین ظرافتی

این گربه قبلاً یه نهنگ بود...

شانس آوردیم انقلاب شد، وگرنه تا الان یه موش آب کشیده شده بود!


  • محمد حسین ظرافتی


اگه انقلاب نمی‌شد...

ایران مدافع مظلوم نبود و با ظالم مبارزه نمی‌کرد...

اون‌وقت تصور کنید داشتیم چیکار می‌کردیم؟

بین کشورها ... یا ظالم بودیم یا مظلوم...


  • محمد حسین ظرافتی


چو چشم خویش وا کردم

هوای کربلا کردم

به گوشم با اذان گفتند

تکلیف معین را...


  • محمد حسین ظرافتی


سرمایه گذاری در آموزش و پرورش

آیا هزینه‌هایی که برای آموزش و پرورش می شود نوعی سرمایه‌گذاری برای آینده است؟

اگر آمریکا برای آموزش و پرورش خود هزینه می‌کند، روی چه چیزی دارد هزینه می کند؟ روی اخلاق و معرفت یا حرفه و تخصص؟

چیزی که ما می‌بینیم این است که پیشرفت جامعه آمریکا یا اروپا، بیشتر فنی است و برنامه مفید آموزش و پرورش آن‌ها، پرورش تکنولوژی است تا پرورش انسان مفید. هرروز صدها تجاوز، تیرندازی در مدارس، فرزندان بی‌هویت، خشونت و... که نشان دهنده هدف آن‌ها برای رسیدن به لذت و رفاه از نوع صرفاً مادی است.

این که بیاییم آموزش و پرورش خودمان را با جوامع غربی مقایسه کنیم، باید ببینیم هدف ما از آموزش و پرورش چیست. اگر هدف ما، پرورش انسانی مفید برای خودش و جامعه است، پس الگوی آموزش و پرورش غربی نمی‌تواند چراغ راه ما باشد. پیشرفت تکنولوژی درصورتی خوب است که به کمالات انسانی آسیبی وارد نکند و الّا هزار تا موشک داشته باش ولی آدم نباش. یک شرّ متحرک می‌شوی که همه چیز و هرکسی را بدبخت می‌کنی. نظم و پرکاری خوب است اما برای چه؟ برای رسیدن به خدا یا تکنولوژی. خدا می‌گوید اگر فلان کار به آخرت تو ضربه می‌زند آن را رها کن. آیا آموزش و پرورش غربی کاری که به انسان ضربه می‌زند که را رها می‌کند؟

خوب بودن برای انسان غربی طوری تعریف می‌شود که با توجه به خواست دولت رفتار کند. دولتی که همجنس بازی را قانون کرده است. اما خوب بودن در ایران بر مبنای احکام الهی تعریف شده است.

از این‌ها که بگذریم آیا هزینه‌هایی که برای آموزش و پرورش ایران صرف می‌شود، سرمایه گذاری برای آینده است؟ اینجا دو موضوع پیش می‌آید. اول هدف و دوم روش اجرا. در این که هدف‌های ما خوب است و در جهت فطرت و کمال انسانی است شکی نیست، اما آیا روش رسیدن به هدف را خوب اجرا می‌کنیم؟ مسلماً نه. نتیجه‌اش در جامعه مشهود است.

معمولاً ویژگی اصلی که باعث می‌شود فرد به کمال برسد، داشتن خانواده خوب است وگرنه آموزش و پرورش نقش بسیار جزئی را داراست. خانواده خوب هم به معنای خشک‌مقدس نیست.

پس ما باید کسانی را برای اجرای هدف‌های‌مان انتخاب کنیم که خودساخته در اعتقاد و متخصص در امور باشند. ما در جامعه، متخصص کم نداریم ولی متخصصِ متعهد کم داریم.

برای اصلاح، نباید سراغ خانواده رفت، چون پدرها و مادرها دیگر گوش شنوا ندارند. باید سراغ دانش‌آموزان رفت و از الان به فکر تربیت پدر و مادر خوب بود. با انتخاب معلمان متخصص و متعهد و محتوای مفید کتب درسی و الگوهای مناسب، می‌توان پدرها و مادرهای خوبی برای آینده تربیت کرد.

هر هزینه‌ای سرمایه‌گذاری نیست...

  • محمد حسین ظرافتی


گنجینه جزیره اسرار زینب است

داغ فاطمه(س)، داغ علی(ع)، داغ حسن(ع)، داغ حسین(ع)، داغ عباس(ع)، داغ فرزندانش، داغ علی اکبر(ع)، داغ علی اصغر(ع)، داغ رقیه(ع) و... بر دلش بود...

اما در مجلس یزید، از اسلام یک دفاع جانانه کرد.

اگر معاد نبود، این همه فداکاری برای چه بود؟


  • محمد حسین ظرافتی


بگو که یک شبه مردی شدی برای خودت

و ایستاده ای امروز روی پای خودت

 

نشان بده به همه چه قیامتی هستی

و باز در پی اثبات ادعای خودت

 

از آسمانی گهواره روی خاک بیفت

بیفت مثل همه مردها به پای خودت

 

پدر قنوت گرفته تو را برای خدا

ولی هنوز تو مشغول ربنای خودت...

 

هادی جانفدا


  • محمد حسین ظرافتی


امام محمد تقی علیه‌السلام: آشکار کردن چیزی پیش از استوار شدن، مایه تباهی آن است.

هرکس در هرجایی که کار می‌کند، رازهایی برای خود دارد. چه به صورت شخصی که به خود شخص مربوط می‌شود و چه به صورت گروهی که مثلاً در یک سازمان یا شرکت است و به جز فرد، به افراد دیگری هم مربوط می‌شود. ما به رازهای شخصی کاری نداریم. زیرا این بدیهی است که نباید آن‌ها را به کسی گفت چون نه کسی می‌تواند کمکی کند، نه گفتن آن، به خودی خود، گره‌ای از مشکلات را باز می‌کند. البته مشورت فرق می‌کند؛ البته نباید همه چیز را مطرح کرد و باید با اهلش در میان گذاشت.

اما راز گروهی بسیار گران‌بهاتر است. اگر اختراع گروه را قبل از به وقوع پیوستن بازگو کردیم، در صورتی که انجام نشود و به مشکل بخورد، ما ضرر کرده‌ایم و اعتبار سازمان را از دست داده‌ایم. اما اگر به طور صحیح انجام شود، چون قبلاً مطرح کرده‌ایم، بازدهی لازم را ندارد و ما یک اکتشاف را لو داده و خودمان را از صدر بودن دور کرده‌ایم و دیگران هم به فکر انجام آن افتاده‌اند و باز هم ضرر کرده‌ایم.

پس بهتر است رازها را در سینه نگه داریم...

  • محمد حسین ظرافتی


إنَّ مع العسرِ یُسرا

روزهای قبل از پیروزی خیلی خیلی سخت بود...


  • محمد حسین ظرافتی


قدر عزّت را وقتی می‌دانیم که آن را از دست بدهیم.


  • محمد حسین ظرافتی


سعی کنیم بنابر فطرت خود از خدا چیزی بخواهیم نه بنابر ظواهر دنیایی

اگر ماشین می‌خواهیم، اگر خانه می‌خواهیم، اگر مدرک و زن و بچه و پست و مقام و... می‌خواهیم؛ به جای این‌ها از خداوند بخواهیم سعادت دنیا و آخرت را به ما بدهد. آن وقت اگر به خواسته‌های دنیایی نرسیدیم ناراحت نیستیم چون آن‌ها، ما را سعادتمند نمی‌کرد. خدا بدون این که از او چشم و گوش و بینی و دست و پا و... بخواهیم، آن‌ها را به ما داد زیرا مطابق فطرت‌مان بود. پس بر مبنای فطرت‌مان که برگشت به پاکی است از خدا چیزی بخواهیم نه بر مبنای زندگی مرفه در دنیا. بسیاری، از خدا پول خواسته‌اند ولی آن پول دنیا و آخرت آن‌ها را خراب کرده است. ولی اگر سعادت را بخواهیم خداوند به وقتش آنقدر به ما پول می‌دهد که تا می‌توانیم هم دنیا و هم آخرت خود را آباد کنیم.

  • محمد حسین ظرافتی


یک داستان قابل تأمل...

یک تاجر آمریکایى نزدیک یک روستاى مکزیکى ایستاده بود که یک قایق کوچک ماهیگیرى از بغلش رد شد که توش چند تا ماهى بود! از مکزیکى پرسید: چقدر طول کشید که این چند تارو بگیرى؟ مکزیکى: مدت خیلى کمى ! آمریکایى: پس چرا بیشتر صبر نکردى تا بیشتر ماهى گیرت بیاد؟ مکزیکى: چون همین تعداد هم براى سیر کردن خانواده‌ام کافیه ! آمریکایى: اما بقیه وقتت رو چیکار میکنى؟ مکزیکى: تا دیروقت میخوابم! یک کم ماهیگیرى میکنم!با بچه‌هام بازى میکنم! با زنم خوش میگذرونم! بعد میرم تو دهکده میچرخم! با دوستام شروع میکنیم به گیتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با این نوع زندگى ! آمریکایى: من توی هاروارد درس خوندم و میتونم کمکت کنم! تو باید بیشتر ماهیگیرى بکنى! اونوقت میتونى با پولش یک قایق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قایق دیگه هم بعدا اضافه میکنى! اونوقت یک عالمه قایق براى ماهیگیرى دارى ! مکزیکى: خب! بعدش چى؟ آمریکایى: بجاى اینکه ماهى‌هارو به واسطه بفروشى اونارو مستقیما به مشتریها میدى و براى خودت کار و بار درست میکنى... بعدش کارخونه راه میندازى و به تولیداتش نظارت میکنى... این دهکده کوچیک رو هم ترک میکنى و میرى مکزیکو سیتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورک... اونجاس که دست به کارهاى مهمتر هم میزنى ... مکزیکى: اما آقا! اینکار چقدر طول میکشه؟ آمریکایى: پانزده تا بیست سال ! مکزیکى: اما بعدش چى آقا؟ آمریکایى: بهترین قسمت همینه! موقع مناسب که گیر اومد، میرى و سهام شرکتت رو به قیمت خیلى بالا میفروشى! اینکار میلیونها دلار برات عایدى داره ! مکزیکى: میلیونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟ آمریکایى: اونوقت بازنشسته میشى! میرى به یک دهکده ساحلى کوچیک! جایى که میتونى تا دیروقت بخوابى! یک کم ماهیگیرى کنى! با بچه هات بازى کنى ! با زنت خوش باشى! برى دهکده و تا دیروقت با دوستات گیتار بزنى و خوش بگذرونى!!! مکزیکی : خوب این کارو که الآن هم دارم اانجام میدم برا چی خودم رو اینقدر عذاب بدم.

  • محمد حسین ظرافتی


اگر نتوانیم دلار 4000 تومانی را تحمل کنیم، باید منتظر ذلت باشیم...


  • محمد حسین ظرافتی


سلامتیش صلوات...


  • محمد حسین ظرافتی