حال‌نوشت‌های بنده

حال‌نوشت‌های بنده

آن خدایی که من می‌شناسم، شب منتظر است برخیزی برای نماز شب تا خلوتی عاشقانه کند با تو...

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۷ شهریور ۹۷، ۱۶:۵۹ - ho3in ablis
    عالی

۱۰ مطلب با موضوع «برنامه ریزی» ثبت شده است

راهنمای تالار عروسی

شنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۰۸ ب.ظ


سرآغاز زندگی مشترک جشن عروسی است. یک جشن باشکوه، می‌تواند آغاز یک زندگی عاشقانه و توأم با آرامش باشد. پس برای چنین مراسمی باید یک برنامه‌ریزی دقیق داشته باشیم و به بهترین شکل ممکن آن را برگزار کنیم.

  • محمدحسین ظرافتی

سلامت ذهنی

پنجشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۵:۳۹ ب.ظ


سازمانی که برای رسیدن به اهداف، نیازمند تفکر و ذهن فعال کارکنان است، باید به دنبال راحتی و آسودگی ذهنی ـ فکری کارکنان نیز باشد.

همان‌طور که برای یک باشگاه و مربی فوتبال، رژیم غذایی مناسب، خواب کافی و وضعیت جسمی بازیکنان، بسیار مهم و سرنوشت‌ساز است.

  • محمدحسین ظرافتی

نظم و انضباط

پنجشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۵:۱۷ ب.ظ


کسی که نظم را سرلوحه زندگی‌اش قرار میدهد، ممکن است خیلی چیزها را از دست بدهد؛ اما نباید فکر کند مسیری که دارد می‌رود اشتباه است. نباید در بین راه، نگران و رنجیده شود. اگر با همان نظم و انضباط پیش برود، در نهایت به چیزی که می‌خواهد، می‌رسد.

اگر نظم در کار باشد، دیر یا زود، موفقیت هم پشت‌سرش می‌آید. فقط نباید ناامید شد و نظم را کنار گذاشت.

حفظ نظم و انضباط در درازمدت، مهم‌تر از هر چیز دیگری است؛ حتی اگر در کوتاه‌مدت، چیزهایی را از دست بدهیم.

  • محمدحسین ظرافتی

روشی برای زمان‌بندی فعالیت‌ها

چهارشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۰۱ ب.ظ


از مواردی که برای زمان‌بندی امور و رسیدگی به اهداف باید رعایت کنیم، این است که کار مناسب را در زمان مناسب انجام دهیم.

ما نباید کارهای درست را در زمان نامناسب انجام دهیم. مثلاً زمانی که باید برویم خرید، مطالعه نماییم! یا زمانی که باید در ساعت 4 جلسه‌ای بگذاریم، وبلاگ‌نویسی کنیم!

با این توجیه که کار، کارِ خوبی است و مناسب با اهداف‌مان است، نباید زمان را هدر بدهیم. باید ببینیم در زمان مناسب، مناسب‌ترین اقدام، چه می‌تواند باشد.

به قول جورج ساموئل کلاسون: "عقل حکم می‌کند که وقتی در معرض نور آفتاب قرار می‌گیریم، از روشنی آن لذت ببریم، چرا که در غیر این صورت، در هنگام تاریکی، حسرت آن را می‌خوریم".

پیشنهاد من برای زمان‌بندی کارها، این است که ابتدا اهداف‌تان را مشخص کنید. بعد تمام فعالیت‌هایی که برای رسیدن به آن اهداف باید انجام دهید را بنویسید. در ادامه، زمانی که خواستید اقدامی انجام دهید، ببینید کدام یک از آن فعالیت‌ها، بهترین گزینه برای انجام دادن در زمان حال است و همان کار را انجام دهید. شاید در ساعت 2 روز شنبه، بهترین کار برای من مطالعه باشد و همان ساعت در روز یکشنبه، گذاشتن یک جلسه کاری و در روز سه‌شنبه، خرید چند کتاب و روز بعد، مرتب کردن وسایلم باشد!

این را فراموش نکنید که کارهایی که به طور استثنا در طول روز پیش می‌آید، از اولویت اول برخوردارند و انجام آن‌ها مهم‌تر از برنامه‌تان است.

مناسب‌ترین کار، در مناسب‌ترین زمان، بهترین نتیجه را خواهد داد.

اپلیکیشن گوگل‌کیپ می‌تونه تو این زمینه به شما کمک کنه.

  • محمدحسین ظرافتی

محیط سازمان

سه شنبه, ۲ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۵۸ ق.ظ


محیط سازمان دقیقاً کجاست؟ بیرون ساختمان‌هایش؟ مشتری‌هایش؟ بخش‌نامه‌ها و آیین‌نامه‌های ابلاغی؟ ارتباط‌های سیاسی با مسئولین دولتی؟ شرایط اقتصادی ـ سیاسی؟...

یک سازمان برای برنامه‌ریزی به چه چیزی باید توجه کند؟

بیایید نسبت به محیط بیرونی سازمان یک نگاه کلی داشته باشیم:

محیط فرهنگی؛ محیط اجتماعی؛ محیط سیاسی ـ نظامی؛ محیط اقتصادی؛ محیط علمی ـ فناوری. (تمام حالاتی را که در این حوزه وجود دارد تصور کنید. گذشته، حال و آینده را در نظر بگیرید. واقعیت‌ها، آرزوها و آرمان‌های مردم را نیز بسنجید)

بسیار گسترده است و فکر کردن راجع به آن به این راحتی نیست.

سازمان چگونه می‌تواند خود را در این شرایط تثبیت کند؟ محصول یا خدماتش چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

با توجه به موارد بالا، به یک تعریف خاص از محیط سازمان می‌رسیم:

محیط سازمان جایی است که سازمان باید برای بقاء در آن تلاش کند. محیط دائماً در حال نابود کردن سازمان است و همیشه هم از او طلبکار. سازمانی که بتواند با خلاقیت و ابتکار در محصولات و خدماتش، از ضربه‌های نابودگرانه محیط، جان سالم به در ببرد، زمان بیشتری در این "گردونه مرگ" دوام می‌آورد. سازمانی که بتواند ادامه حیات برای افراد را در جامعه آسان‌تر کند، بیشتر دوام می‌آورد. سازمانی که بتواند محیط بیشتری را درگیر خود کند، بیشتر دوام می‌آورد.

  • محمدحسین ظرافتی

دردسر هماهنگی

چهارشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۵۳ ق.ظ


دیروز بعد از چند هفته تلاش برای هماهنگی بچه‌ها، رفتیم سینما. داشتم به این فکر می‌کردم که چطور می‌شود بدون دردسرِ هماهنگی و از دست دادن وقت، به سینما یا هرجای دیگری که مدنظرمان است برویم. به این نتیجه رسیدم که باید بیشتر روی مقصدی که می‌خواهیم برویم تمرکز کنیم تا روی هماهنگی بین بچه‌ها. مقصد هرچه‌قدر جذاب و با زمان‌بندی مناسب و با جزئیات دقیق ارائه شود، تمایل افراد برای شرکت در آن بیشتر خواهد شد.

ما باید خودمان و مقصد یا (هدف)مان را درنظر بگیریم، نه نظرات دیگران. برای خود بهترین برنامه‌ریزی را داشته باشیم، آن‌وقت دیگران هم تمایل دارند از ما حمایت کنند و تا رسیدن به هدف، در کنار ما باشند. از طرفی، آن‌ها می‌خواهند بهترین لحظات زندگی خود را در کنار ما سپری کنند، پس باید روی مقصد و اتفاقات خوب آن متمرکز شویم و برای بهتر شدن آن، کار کنیم.

یک مثال برای هماهنگی: در جمع دوستان خود مطرح کنید که در این تاریخ می‌خواهم به کوه یا سینما یا ... بروم. از ساعت 6 الی 18 آن‌جا هستم و این فعالیت‌ها را انجام خواهم داد. اگر دوست دارید بیایید، به من خبر دهید.

حال، دوستان ما نه نیاز به اصرار ما دارند تا بیایند و به زحمت بیفتند، و نه ما برای هماهنگی، اذیت می‌شویم. این‌طوری، نه وقت تلف می‌شود و نه برنامه به خاطر عدم هماهنگی، کنسل. اگر آمدند و تجربه خوبی از همراهی با شما نصیب‌شان شد، در برنامه‌های بعدی هم حتماً همراه شما خواهند بود. اگر هم نیامدند، شما علاوه بر این که به برنامه خود می‌رسید، به عنوان فردی شناخته می‌شوید که به وقت خود اهمیت می‌دهد و منظم است و الگوی خوبی خواهید شد. درواقع دیگران وقتی می‌بینند ما در رسیدن به هدف‌مان مصمم و جدی هستیم، بیشتر دوست دارند با ما باشند، تا این که ببینند ما هم به امید آن‌ها نشسته‌ایم و کاری نمی‌کنیم.

روزی به یکی از فرماندهان نظامی گفته شد شما چطور برای یک عملیات، این همه آدم و تجهیزات را هماهنگ می‌کنید و اکثراً هم پیروز هستید؟ در صورتی که ما برای جمع کردن بچه‌ها و جلسه با آن‌ها کلی دردسر داریم و در آخر به نتیجه دلخواه نمی‌رسیم؟

او گفت: به خاطر این که هدف ما عملیات و پیروزی در آن است و بقیه چیزها فرع هستند ولی هدف شما جلسه است و بیشتر به فرعیات توجه می‌کنید.

  • محمدحسین ظرافتی

تلاش بیجا

يكشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۲۱ ب.ظ

صبح تا شب کار کن، تلاش کن؛ اما اینها نتیجه‌ای برایت دارد؟ کِی متوجه می‌شوی که کاری که می‌کنی نتیجه می‌دهد؟

هدف ما چیست؟ بعضی وقت‌ها هدف درست است، تلاش هم می‌کنیم، اما بی‌فایده است. یکی از دلایل نرسیدن به هدف، تلاش بی‌جا است. ما راه درست را پیدا نمی‌کنیم و می‌خواهیم به زور از پنجره وارد خانه شویم. توقف کردن و فکر کردن و پیدا کردن یک راه مناسب برای رسیدن به هدف، بسیار بهتر از تلاش اضافی و تلف کردن وقت است. من تلاش کردن را نفی نمی‌کنم ولی بعضی از ما مثل پرنده‌ای هستیم که در خانه‌ای گیر افتاده و برای رسیدن به آزادی، خودش را به پنجره‌های بسته می‌کوبد.

ما می‌توانیم با توقف تلاش خود و نگاه کردن بهتر به محیط پیرامون‌مان، خیلی ساده راه درست را پیدا کرده و راحت‌تر به نتیجه برسیم.

  • محمدحسین ظرافتی

مکمل استراتژی

يكشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۰۸ ب.ظ


استراتژی یک الگوی تصمیم‌گیری برای رسیدن به هدف است. استراتژی یعنی فکر راجع به کار و چگونگی انجام آن. هرچقدر هم که خوب فکر و برنامه‌ریزی بشود، اگر عمل منظم با افراد منضبط برای اجرای کار وجود نداشته باشد، تمام آن برنامه‌ها بیهوده و عبث خواهد بود. قبل از تدوین استراتژی خوب باید به دنبال افراد خوب بود، زیرا اگر استراتژی خوب باشد، فعالیت‌ها به نتیجه می‌رسد و اگر هم استراتژی خوب نباشد، آن افراد کار خود را به خوبی انجام می‌دهند و ضعف آن را جبران می‌کنند.

  • محمدحسین ظرافتی

طبیعت

پنجشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ۰۹:۳۹ ق.ظ


راههای مختلفی برای آموزش افراد وجود دارد. تکنیکهای زیادی برای آموزش افراد در نظر گرفته شده است. دانشمندان غربی و شرقی برای آموزش، انگیزش، یادگیری، برنامه‌ریزی برای کلاس درس و... بسیار اندیشیدهاند و راهحلهای مختلفی ارائه دادهاند. تا دلتان بخواهد کتاب چاپ شده است.

نکته مهم اینجاست که قبل از همه اینها، مدیر آموزشی باید شرایطی را به وجود آورد که فرد بتواند راحت تفکر کند نه این که به او بگویند اینطور فکر کن و طبق این برنامه عمل کن. هرکس میداند چهطور عمل کند و فکر کند. انسان به طور طبیعی دنبال نفع خودش است. لازم نیست دیگران بیایند دنبال انسان و تجربه در اختیارش قرار دهند. او خودش به دنبال تجربه دیگران میرود و به موقع از آنها استفاده میکند. هیچوقت بی‌عقلی نمیکند و خودش را در چاه نمیاندازد. این که میبینید خیلیها بیعقلی میکنند برای این است که در شرایط خوبی تربیت نشدهاند. حالا گفتن این شرایط در این بحث نمیگنجد ولی لُب مطلب این است که بگذاریم کودکان طبق فطرت و طبیعت خود بزرگ شوند و ما آن را دستکاری نکنیم.

انسان‌هایی هستند که در کودکی، بسیار سختی کشیده‌اند ولی روی پای خود ایستاده‌اند و به موفقیت رسیده‌اند. زندگی‌نامه پروفسور حسابی و انیشتن و... گویای همین است. ببینید یک مادر چگونه در تربیت کودک می‌تواند نقش ایفا کند. یک سری لطافت‌های خاصی که به اندازه تمام آموزش و پرورش ارزش دارد و ما آن‌ها را نمی‌بینیم و فقط دنبال برنامه‌ریزی و قانون‌گذاری هستیم. ما می‌خواهیم به‌زور به کودکان برنامه بدهیم؛ در صورتی که اگر طبق شرایط طبیعی خود بزرگ شوند خودشان بهتر از من و شما راه‌شان را پیدا می‌کنند.

برنامه‌ریزیِ آموزشی تا حدی که قوانین و چهارچوب‌های کلی را بگوید کافیست، اما اگر بخواهد در جزئیات زندگی و تحصیل انسان‌ها دست ببرد، قطعاً با شکست مواجه خواهد شد. میلیلاردها انسان وجود دارد و میلیاردها تفاوت!. هرکدام، با ساعتِ قبل‌شان فرق دارند. چگونه می‌شود یک برنامه‌ریز آموزشی یا درسی، برای چندین سال، به چندصدهزار دانش‌آموز و دانشجو برنامه بدهد و آن‌ها را به رشد و تعالی برساند؟!

  • محمدحسین ظرافتی

متخصصِ متعهد

جمعه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۵۸ ب.ظ


سرمایه گذاری در آموزش و پرورش

آیا هزینه‌هایی که برای آموزش و پرورش می شود نوعی سرمایه‌گذاری برای آینده است؟

اگر آمریکا برای آموزش و پرورش خود هزینه می‌کند، روی چه چیزی دارد هزینه می کند؟ روی اخلاق و معرفت یا حرفه و تخصص؟

چیزی که ما می‌بینیم این است که پیشرفت جامعه آمریکا یا اروپا، بیشتر فنی است و برنامه مفید آموزش و پرورش آن‌ها، پرورش تکنولوژی است تا پرورش انسان مفید. هرروز صدها تجاوز، تیرندازی در مدارس، فرزندان بی‌هویت، خشونت و... که نشان دهنده هدف آن‌ها برای رسیدن به لذت و رفاه از نوع صرفاً مادی است.

این که بیاییم آموزش و پرورش خودمان را با جوامع غربی مقایسه کنیم، باید ببینیم هدف ما از آموزش و پرورش چیست. اگر هدف ما، پرورش انسانی مفید برای خودش و جامعه است، پس الگوی آموزش و پرورش غربی نمی‌تواند چراغ راه ما باشد. پیشرفت تکنولوژی درصورتی خوب است که به کمالات انسانی آسیبی وارد نکند و الّا هزار تا موشک داشته باش ولی آدم نباش. یک شرّ متحرک می‌شوی که همه چیز و هرکسی را بدبخت می‌کنی. نظم و پرکاری خوب است اما برای چه؟ برای رسیدن به خدا یا تکنولوژی. خدا می‌گوید اگر فلان کار به آخرت تو ضربه می‌زند آن را رها کن. آیا آموزش و پرورش غربی کاری که به انسان ضربه می‌زند که را رها می‌کند؟

خوب بودن برای انسان غربی طوری تعریف می‌شود که با توجه به خواست دولت رفتار کند. دولتی که همجنس بازی را قانون کرده است. اما خوب بودن در ایران بر مبنای احکام الهی تعریف شده است.

از این‌ها که بگذریم آیا هزینه‌هایی که برای آموزش و پرورش ایران صرف می‌شود، سرمایه گذاری برای آینده است؟ اینجا دو موضوع پیش می‌آید. اول هدف و دوم روش اجرا. در این که هدف‌های ما خوب است و در جهت فطرت و کمال انسانی است شکی نیست، اما آیا روش رسیدن به هدف را خوب اجرا می‌کنیم؟ مسلماً نه. نتیجه‌اش در جامعه مشهود است.

معمولاً ویژگی اصلی که باعث می‌شود فرد به کمال برسد، داشتن خانواده خوب است وگرنه آموزش و پرورش نقش بسیار جزئی را داراست. خانواده خوب هم به معنای خشک‌مقدس نیست.

پس ما باید کسانی را برای اجرای هدف‌های‌مان انتخاب کنیم که خودساخته در اعتقاد و متخصص در امور باشند. ما در جامعه، متخصص کم نداریم ولی متخصصِ متعهد کم داریم.

برای اصلاح، نباید سراغ خانواده رفت، چون پدرها و مادرها دیگر گوش شنوا ندارند. باید سراغ دانش‌آموزان رفت و از الان به فکر تربیت پدر و مادر خوب بود. با انتخاب معلمان متخصص و متعهد و محتوای مفید کتب درسی و الگوهای مناسب، می‌توان پدرها و مادرهای خوبی برای آینده تربیت کرد.

هر هزینه‌ای سرمایه‌گذاری نیست...

  • محمدحسین ظرافتی