حال‌نوشت‌های بنده

حال‌نوشت‌های بنده

آن خدایی که من می‌شناسم، شب منتظر است برخیزی برای نماز شب تا خلوتی عاشقانه کند با تو...

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۷، ۱۹:۴۳ - بانو ...
    بله
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۷، ۱۸:۳۳ - مهسا جون
    اوهوم :)

۲۳۸ مطلب با موضوع «سازمان» ثبت شده است

استعداد جوان

شنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۰۱ ق.ظ


برای این که در آینده، سازمانی پیشرو داشته باشیم، حضور جوانان با استعداد در سازمان، امری ضروری است. باید دائم از کمک آن‌ها بهره‌مند شویم. نباید مقطعی عمل کنیم؛ به این صورت که یکبار برای همیشه چند نفر با استعداد را استخدام کنیم و دیگر پرونده این افراد را تا سال‌ها ببندیم!

یافتن استعدادهای جوان، کار ساده‌ای نیست؛ زیرا در میان میلیون‌ها جوان که رؤیای تبدیل شدن به یک انسان موفق را دارند، باید به دنبال مناسب‌ترین‌ها باشیم. آن‌ها باید افرادی باشند که در شرایط سخت بتوانند دوام بیاورند، نه این که به محض وخامت اوضاع، صحنه را ترک کنند. همچنین علاوه بر استخدام استعدادهای جوان، باید به فکر پرورش آن‌ها در سازمان نیز باشیم.

  • محمدحسین ظرافتی

جلسات کاری ایده‌آل

جمعه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۲۰ ب.ظ
  • محمدحسین ظرافتی

آن را رها کن

يكشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۷:۰۵ ب.ظ


اگر بخواهم مدیریت را به صورت خلاصه بگویم، همین یک جمله کافی است:

«آن را رها کن»

مدیر شایسته کسی است که ابتدا شخصِ متعهد و متخصص را استخدام میکند؛ سپس آزادی و اختیار کامل به همراه امکانات مورد نیاز را به او میدهد؛ بعد او را رها میکند تا با فکر و ایده خودش کارها را جلو ببرد.

اگر دائم کارها را به او گوشزد کند، مسئولیت کامل را به او ندهد، در کارش دخالت کند و بگوید فلان کار را بکن و فلان کار را نکن...

سازمان به هدف مطلوبش نمی‌رسد.


پیشنهاد می‌کنم "مدیریت چه چیز نیست؟" را بخوانید.


بیربط:

م . دیر . یت = mo . dir . it

آن را رها کن google translate:

😉

  • محمدحسین ظرافتی

مکانیزم دستمزد

شنبه, ۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۳۰ ق.ظ


اگر به عنوان مدیر، کارکنانت را تشویق کردی، به این نکات توجه کن:

1-   وقتی پاداش‌ها وارد کار می‌شود یا نوع آن تغییر می‌کند، رفتار انسان، چگونه و با چه سرعتی تغییر می‌کند؟

2-     انسان‌ها فقط به خودِ پاداش واکنش نشان می‌دهند، نه به اهدافِ بزرگِ پشت آن...

بنابراین: انسان‌ها طوری به پاداش‌ها واکنش نشان می‌دهند که بیشتر به نفع‌شان باشد!

مدیران باید سیستم تشویقی‌ای را برگزینند که هم شامل هدف باشد و هم شامل پاداش...

اگر سازمان شما از آن نوع سازمان‌هایی است که به کارکنان، حقوق ساعتی می‌دهد، به این نکته توجه کن که دیگر نمی‌توان با این نوع مکانیزمِ دستمزد، آن‌طور که باید، به اهداف سازمان دست‌یافت.

یک لحظه تصور کن که جنگجویان، به جای طلب غنایم دشمن، حقوق ساعتی می‌گرفتند! این به آن معنا بود که ما آن‌ها را تشویق کنیم تا می‌توانند جنگ را طولانی کنند!!

بنابراین، نرخ ساعتی را فراموش کن و همیشه برای هزینه ثابت، از قبل مذاکره کن...

  • محمدحسین ظرافتی

فاجعه دنباله‌روی (گروه اندیشی)

دوشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۳:۱۳ ق.ظ


در مارس 1960، سرویس مخفی آمریکا شروع کرد به بسیج تبعیدشدگان ضدکمونیست از کوبا ـ که عمده آن‌ها در میامی زندگی می‌کردند ـ تا از آن‌ها علیه حکومت فیدل‌کاسترو استفاده کند.

در ژانویه 1961، رئیس جمهور کِندی، دو روز پس از بر سر کار آمدن، از یک نقشه مخفیانه برای تجاوز به خاک کوبا آگاه شد. سه ماه بعد، جلسه مهمی در کاخ سفید تشکیل شد که در آن، کندی و مشاورانش، همه به این تجاوز نظامی رأی موافق دادند.

در هفدهم آوریل 1961، یک دسته 1400 نفره از کوبایی‌های تبعید شده، از طریق خلیج خوک‌ها در ساحل جنوبی کوبا و با کمک نیروی دریایی و نیروی هوایی آمریکا و سیا، وارد خشکی شدند. هدف آن‌ها سرنگونی حکومت کاسترو بود. اما هیچ‌چیز، مطابق برنامه پیش نرفت. در روز اول، حتی یک کشتی پشتیبانی هم به ساحل نیامد. نیروی هوایی کوبا، دو کشتی اول را غرق کرد و دو کشتی دیگر به آمریکا بازگشتند. روز بعد، ارتش کاسترو، به طور کامل آن دسته را محاصره کرد. روز سوم، 1200 نفر که هنوز زنده مانده بودند، بازداشت و به زندان‌های نظامی منتقل شدند.

از تجاوز کندی به خلیج خوک‌ها، به عنوان یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های تاریخ سیاست خارجی آمریکا، یاد می‌شود. این که بر سر چنین نقشه‌ای توافق شد، خود بسیار عجیب بود؛ چه برسد به این که به مرحله اجرا هم رسید!

تمام فرضیه‌هایی که این حمله بر مبنای آن‌ها بنا شده بود، پر از خطا بود. مثلاً تیم کندی، کاملاً قدرت نیروی هوایی کوبا را دست‌کم گرفته بود. همچنین انتظار می‌رفت در شرایط اضطراری، اعضای آن دسته بتوانند خود را در کوه‌های اسکامبری مخفی کنند و یک جنگ زیرزمینی علیه کاسترو راه بیندازند. یک نگاه به نقشه نشان می‌دهد آن پناهگاه، حدود صد مایل با خلیج خوک‌ها فاصله دارد و یک باتلاق غیرقابل‌گذر هم در این میان وجود دارد. با وجود این، کندی و مشاورانش، جزء هوشمندترین افرادی‌اند که تا کنون، رهبری دولت آمریکا را دست گرفته‌اند.

اروینگ جانیس، استاد روانشناسی، ناکامی‌های زیادی را بررسی کرده است. او نتیجه گرفت، تمام آن ناکامی‌ها در این الگو مشترک‌اند: اعضای یک گروه همبسته، با ایجاد توهم (به طور ناخواسته) روحیه‌ای تیمی در میان خود ایجاد می‌کنند. یکی از این تصورات، باور به شکست‌ناپذیر بودن است. «اگر هم سرگروه‌ها (در این مورد کندی) و اعضای آن، از موفقیت اطمینان داشته باشند، آن‌وقت شانس هم با ما یار خواهد بود!» پس از آن، توهم اتفاق آراست. اگر دیگران همه هم‌نظرند، هر نظر مخالف، ناگزیر اشتباه است. هیچ‌کس نمی‌خواهد با نه گفتن، اتحاد گروهی را به‌هم بزند. دست آخر، همه خوشحال‌اند از این که عضوی از این گروه‌اند. بیان کردن مخالفت‌ها، به معنای خط خوردن از گروه است. در گذشته، چنین طغیان‌هایی منجر به مرگ می‌شد. به همین خاطر است که ما اصرار می‌کنیم به نفع گروه نظر بدهیم.

نتیجه‌گیری: اگر خود را در میان یک گروه نزدیک و هم‌عقیده یافتی، باید آنچه را در ذهنت می‌گذرد بیان کنی، حتی اگر گروه به آن علاقه‌ای نشان ندهد. فرضیات ضمنی را زیر سؤال ببر، حتی اگر این کار باعث شود از آسایش دور باشی. اگر رهبریِ یک گروه را بر عهده داری، یک نفر را به عنوان «مخالف» منصوب کن. او احتمالاً محبوب‌ترین فرد گروه نخواهد بود، اما شاید مهم‌ترین عضو باشد.

  • محمدحسین ظرافتی

رقابت در نظردهی

سه شنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۶، ۰۳:۳۳ ب.ظ


کارکنان در محیط کار، دائماً در حال اجرای دستورات مافوق هستند؛ پس چرا در بسیاری از سازمان‌ها، مشکلات هنوز هستند و بهره‌وری لازم وجود ندارد؟

یکی از اساتید ما در دانشگاه می‌گفت: هروقت خواستید دوره آموزشی برگزار کنید، آن دوره را برای مدیران بگذارید. آن‌هم مدیران رده بالا. زیرا برگزاری دوره برای کارمندان، هیچ فایده‌ای ندارد و اگر مدیر، صلاحیت‌های لازم را نداشته باشد، بهترین کارمندان هم نمی‌توانند در آن سازمان دوام بیاورند.

یکی از دلایلی که مشکلاتِ موجود در سازمان‌ها حل نمی‌شود یا سالیان درازی طول می‌کشد تا برطرف گردد، این است که در آن سازمان‌ها، رقابت آزاد در نظردهی نسبت به قوانین وجود ندارد.

همان‌طور که در بازارِ کار، رقابت وجود دارد تا کیفیت محصولات در حد عالی باقی بماند، رقابت در سازمان هم باید وجود داشته باشد تا قوانین و فرایندهای کهنه و قدیمی، جای خود را به قوانین و فرایندهای نو و جدید بدهند.

این را به یاد داشته باشید که بیشترین اشکالاتِ موجود در سازمان‌ها، به خاطر فرایندهای غلطی است که نمی‌گذارد سازمان، کارایی لازم را داشته باشد.

رقابت در نظردهی، به این معنی است که کارکنانِ سازمان، نسبت به قوانین ضعیفی که در سازمان وجود دارد و پاسخگوی نیاز کارکنان و مراجعان نیست، واکنش نشان داده و برای بهبود و اصلاح امور، پیشنهاد، ایده و نظر بدهند. در واقع یک فضای رقابتی به وجود آید که کارکنان تشویق شوند از سازمان اِشکال بگیرند و با پیشنهادات خود، راه‌حلی برای رفع آن‌ها ارائه کنند.

اگر چنین فضایی برای کارکنان وجود نداشته باشد، آن‌ها راجع به قوانین، به‌طور خودجوش اظهار نمی‌کنند (چون می‌ترسند) و سازمان، به سادگی با شکست مواجه می‌شود.

آن فضا باید به طور رسمی ایجاد شود. فضایی که کارکنان بتوانند راجع به هرچیز اظهارنظر کنند. اشتباه مدیران را به آن‌ها بگویند و آزادانه و به‌سرعت، راجع به هرچیز به بحث بپردازند.

  • محمدحسین ظرافتی

سلامت ذهنی

پنجشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۵:۳۹ ب.ظ


سازمانی که برای رسیدن به اهداف، نیازمند تفکر و ذهن فعال کارکنان است، باید به دنبال راحتی و آسودگی ذهنی ـ فکری کارکنان نیز باشد.

همان‌طور که برای یک باشگاه و مربی فوتبال، رژیم غذایی مناسب، خواب کافی و وضعیت جسمی بازیکنان، بسیار مهم و سرنوشت‌ساز است.

  • محمدحسین ظرافتی

یک آلمانی

پنجشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۵۹ ب.ظ


داشتم مطالبی را راجع به روش کار آلمانی‌ها می‌خواندم که گفتم آن‌ها را با شما هم درمیان بگذارم:

* آلمانی‌ها افرادی هستند بیشتر بر مهارت‌های تخصصی و فنی تأکید می‌کنند تا بر مهارت‌های ارتباطی. به همین جهت، سیستم آموزش فنی و حرفه‌ای آلمان، در دنیا بسیار قوی است.

* آلمانی‌ها دوست دارند که قوانین، کاملاً واضح و روشن باشد.

* آلمانی‌ها معتقدند که برای موفقیت باید پا را فراتر از مرزها گذاشت.

* آلمانی‌ها وجود رقیب را دوست دارند، زیرا مجبورند دست به نوآوری بزنند.

* تولیدکنندگان در آلمان که به "قهرمانان پنهان" معروفند، در همه جای کشور وجود دارند و این‌طور نیست که فقط در پایتخت متمرکز باشند.

* در آلمان به ازای هر یک میلیون شهروند، ۱۶ "قهرمان پنهان" وجود دارد. این رقم در فرانسه تنها ۱/۱، در آمریکا ۲/۱ و در ژاپن ۷/۱ است. تنها سوئیس و اتریش با ۱۴ شرکت متوسط به ازای هر یک میلیون شهروند، فاصله کمی با آلمان دارند.

* فعالیت مداوم در عرصه‌های بین‌المللی، افق فکر آلمانی‌ها را بالا برده است.

* سه مورد از مهم‌ترین ویژگی شخصیتی آلمانی‌ها عبارت است از: دقت، نظم و انضباط، وقت‌شناسی.

* رقابت در آلمان بر اساس کیفیت است نه بر اساس قیمت.

* یک آلمانی در محل کار خود، هیچ کار دیگری به غیر از وظیفه محول شده را انجام نمی‌دهد. اگر کسی مثلاً با فیس‌بوک کار کند یا ایمیل شخصی بزند، در نظر آنان بسیار زشت است.

* آلمانی‌ها بین کار و تفریح تمایز قائل می‌شوند. آن‌ها خوب کار می‌کنند و خوب هم تفریح می‌کنند. آن‌ها 30 روز حقوق پرداخت‌شده دارند.

* جمعیت آلمان 82 میلیون نفر است.

  • محمدحسین ظرافتی

پیش‌داوری ممنوع

پنجشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۲۸ ق.ظ


وقتی می‌خواهید شخصی را استخدام کنید، مراقب باشید هرگز در مورد او پیش‌داوری نکنید. مثلاً کسی به شما گفته که فلانی در برنامه‌نویسی بسیار ماهر است یا فلانی سخنران عالی‌ای است. در این صورت شما یک پیش‌زمینه ذهنی در خصوص او دارید و وقتی دارید با او مصاحبه می‌کنید، تحت تأثیر حرف دیگران قرار خواهیدگرفت و به نقاط ضعف یا نقاط قوّت دیگری که او ممکن است داشته باشد توجه نخواهید کرد. درواقع همیشه منتظر هستید تا ببینید او در هنگام مصاحبه، در خصوص آن ویژگی چه‌طور عمل می‌کند؛ درصورتی که هنگام مصاحبه، باید به همه جنبه‌های فرد توجه کرد، نه این که حواس‌مان فقط بر روی یک جنبه از توانایی فرد باشد و بر مبنای آن هم تصمیم بگیریم!

  • محمدحسین ظرافتی

مراقب آن‌ها باشید!

پنجشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۵۱ ق.ظ


کارمندان افرادی هستند که همیشه باید مراقب آن‌ها بود!

همان‌طور که یک مربی فوتبال مواظب است تا بازیکنانش در هنگام تمرین آسیب نبینند، مدیر هم باید مراقب باشد تا کارمندانش، از لحاظ روحی و جسمی آسیب نبینند و در سلامت کامل باشند. آنان را باید همیشه فعال و پرانرژی نگه داشت تا بتوانند سازمان را به هدفش برسانند.

مراقب تیم‌تان باشید. چون با هم در یک کِشتی سوارید و بدون آنان به جایی نمی‌رسید.

  • محمدحسین ظرافتی

هماهنگ با نیاز مصرف‌کنندگان

شنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۲۶ ب.ظ

برای انجام هماهنگی بین محصول و نیاز مصرف‌کنندگان، بایستی تمام سطوح سازمان (گروه مهندس، تولید، طراح، گروه فروش، خدمات و ...) خود را با نیاز مصرف‌کنندگان هماهنگ کنند.


  • محمدحسین ظرافتی

مدیر نالایق

پنجشنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ب.ظ


اگر می‌خواهید سازمان خود را ورشکست نمایید، یک مدیر با ویژگی‌های زیر استخدام کنید:

اخلاق بد، دستوری صحبت کردن، منظم نبودن، عدم استفاده از تکنولوژی، عدم سرعت در انجام امور، عدم تقسیم کار، عدم توجه به نیازهای کارمندان، عدم کارسپاری، عدم اعتماد به زیردستان، زود قضاوت کردن، عدم توجه به پیشنهادات، عدم توجه به اشکالات سیستم، تنبل بودن، راضی بودن به وضع فعلی، زیاد حرف زدن، ترس از بالادستی.

  • محمدحسین ظرافتی

دسترسی سریع به اطلاعات

چهارشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۴۲ ب.ظ


اگر به عنوان مدیر یک سازمان منصوب شدید، اولین کاری که باید بکنید این است که بانک منابع اطلاعاتی آن‌جا را بررسی کنید. تمام اطلاعاتی که در سازمان وجود دارد، باید به راحتی و به سرعت در دسترس باشد. همه بخش‌های سازمان باید بتوانند به راحتی اطلاعات خود را ذخیره کنند و در مواقع لازم از آن استفاده نمایند. باید بدون هیچ وقفه‌ای، اطلاعات کل سازمان در دسترس باشد.

دلیل این امر این است که تا وقتی اطلاعات جامع و کامل سازمان در اختیار شما نباشد، اصلاح سازمان به هیچ‌وجه امکان‌پذیر نخواهد بود و خطاها و خلأهای سازمان نیز مشخص نخواهند شد. بر پایه اطلاعات است که یک سازمان، گذشته خود را مورد بررسی قرار می‌دهد و برای اصلاح، بهبود و پیشرفت، دست به اقدام می‌زند.

داشتن یک سیستم جامع اطلاعاتی یک ضرورت است. سیستمی که به لحاظ سخت‌افزاری و نرم‌افزاری، از کیفیت بالایی برخوردار است و کار با آن با سهولت انجام می‌شود؛ همچنین تحت شبکه است و هرشخصی از هرجایی به آن دسترسی دارد و می‌تواند از آن بهره‌برداری کرده و خروجی بگیرد.

وجود سیستم مکاتبات و اتوماسیون اداری هم دیگر نیاز به توضیح ندارد، زیرا در اکثر سازمان‌ها وجود دارد. سازمانی که مکاتبات خود را به صورت دستی انجام می‌دهد، باید برایش فاتحه خواند!

  • محمدحسین ظرافتی

بی‌تفاوتی...

چهارشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۲۵ ب.ظ


بی‌تفاوتی به چه معناست؟

بی‌تفاوتی یعنی این که شخص، برایش مهم نیست که دیگران به خواسته‌شان برسند یا نه.

چه کنیم تا بی‌تفاوتی گریبانگیر ما نشود؟

اگر می‌خواهی افراد نسبت به تو بی‌تفاوت نباشند، تو نسبت به آن‌ها بی‌تفاوت نباش. اگر می‌خواهی به تو کمک کنند، تو اول مشکلات آن‌ها را حل کن.

علت اصلی بی‌تفاوتی در یک خانواده، بی‌تفاوتی پدر و مادر نسبت به همدیگر و نسبت به فرزندان‌شان است.

علت اصلی بی‌تفاوتی کارمندان در یک سازمان و عدم کارایی آن‌ها، بی‌تفاوتی مدیران آن سازمان نسبت به کارمندان‌شان است. مدیران اصلاً برای‌شان مهم نیست که کارکنان با چه مشکلاتی مواجه هستند.

علت اصلی بی‌تفاوتی در جامعه، بی‌تفاوتی مسئولین آن جامعه نسبت به مردمانش است.

هرکس می‌خواهد انسان‌های دور و اطرافش نسبت به او بی‌تفاوت نباشند، ابتدا باید او نسبت به اطرافیانش بی‌تفاوت نباشد.

در ضمن نباید افراط کنیم و به بهانه عدم بی‌تفاوتی، در کار دیگران دخالت و آرامش آنان را سلب نماییم. سعی کنیم به گونه‌ای باشیم که دیگران برای حل مشکلات‌شان روی ما حساب کنند.

  • محمدحسین ظرافتی

محیط سازمان

سه شنبه, ۲ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۵۸ ق.ظ


محیط سازمان دقیقاً کجاست؟ بیرون ساختمان‌هایش؟ مشتری‌هایش؟ بخش‌نامه‌ها و آیین‌نامه‌های ابلاغی؟ ارتباط‌های سیاسی با مسئولین دولتی؟ شرایط اقتصادی ـ سیاسی؟...

یک سازمان برای برنامه‌ریزی به چه چیزی باید توجه کند؟

بیایید نسبت به محیط بیرونی سازمان یک نگاه کلی داشته باشیم:

محیط فرهنگی؛ محیط اجتماعی؛ محیط سیاسی ـ نظامی؛ محیط اقتصادی؛ محیط علمی ـ فناوری. (تمام حالاتی را که در این حوزه وجود دارد تصور کنید. گذشته، حال و آینده را در نظر بگیرید. واقعیت‌ها، آرزوها و آرمان‌های مردم را نیز بسنجید)

بسیار گسترده است و فکر کردن راجع به آن به این راحتی نیست.

سازمان چگونه می‌تواند خود را در این شرایط تثبیت کند؟ محصول یا خدماتش چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

با توجه به موارد بالا، به یک تعریف خاص از محیط سازمان می‌رسیم:

محیط سازمان جایی است که سازمان باید برای بقاء در آن تلاش کند. محیط دائماً در حال نابود کردن سازمان است و همیشه هم از او طلبکار. سازمانی که بتواند با خلاقیت و ابتکار در محصولات و خدماتش، از ضربه‌های نابودگرانه محیط، جان سالم به در ببرد، زمان بیشتری در این "گردونه مرگ" دوام می‌آورد. سازمانی که بتواند ادامه حیات برای افراد را در جامعه آسان‌تر کند، بیشتر دوام می‌آورد. سازمانی که بتواند محیط بیشتری را درگیر خود کند، بیشتر دوام می‌آورد.

  • محمدحسین ظرافتی

بقاء سازمان در عصر تکنولوژی

سه شنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۵۴ ب.ظ


سازمان باید خود را با تکنولوژی‌های روز تطبیق دهد. اگر این کار را نکند، حیاتش به خطر می‌افتد؛ چه بخواهد... چه نخواهد. تکنولوژی، منبع تغییر و تحول است. تکنولوژی باعث ایجاد تغییرات اساسی در تفکر افراد داخل سازمان و خارج از آن می‌شود.

وقتی فردی وارد سازمان میشود، پیش‌زمینه و توقع مواجهه با تکنولوژیِ روز را دارد و دوست دارد کارش با سرعت هرچه تمام‌تر انجام شود. وجود بخش فناوری اطلاعات در سازمان، یک ضرورت است تا سازمان را با ابزارهای روز دنیا تجهیز کند. عدم کارآیی فناوری اطلاعات، سقوط سازمان را در پی دارد. سازمان‌هایی که خیلی دیر به سراغ تکنولوژی می‌روند، همیشه با کُندی کار و اعتراضات مردم مواجه می‌شوند.

سازمان باید قبل از این که با لگد تکنولوژی از خواب بیدار شود، زودتر به استقبال آن برود و آن را در خود هضم کند. آن‌وقت هنگامی که موج تغییرات به واسطه تکنولوژی به‌وجود آمد، نه تنها سازمان متوقف نمی‌شود، بلکه روی موج آن سوار شده و زمانی که سازمان‌های دیگر در تلاطم چگونگی استفاده از آن هستند، او از همه جلوتر است و زمینه پیشرفتش نیز هموارتر خواهد شد.

  • محمدحسین ظرافتی

محیط تجاری و سازگاری با تغییرات

سه شنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۵۰ ب.ظ


"محیط تجاری" مفهومی است که هرکسی که تجارت می‌کند، باید آن را در تجارتش لحاظ کند. یک استاد دانشگاه، علم خود را می‌فروشد، یک نجار، مهارتش و یک مغازه‌دار نیز کالایش را. یک فروشنده باید بداند که در چه محیطی کالایش را به دیگران می‌فروشد. اگر آن‌ها چشم‌شان را به روی محیط ببندند و فقط به محصول خود نگاه کنند، به هیچ‌وجه نمی‌توانند در دنیای امروز رقابت کنند. تکنولوژی که نقش اصلی را در محیط بازی می‌کند، خریداران را باهوش‌تر و پرتوقع‌تر کرده است. فردی که تا دیروز اطلاعات مختصری راجع به محصول داشت، حالا از محصولات بیشتری با تمام جزئیات‌شان آگاهی دارد و تکنولوژی، به راحتی این اطلاعات را در اختیارش قرار می‌دهد. همچنین می‌تواند از نظرات کسانی که محصول را خریده‌اند، با یک جست‌وجوی ساده مطلع شود.

نیازهای انسان روزبه‌روز در حال تغییر است. اگر تا دیروز موقع خریدن موبایل، دوربین آن بیشتر مورد توجه بود، امروز نکات دیگری مثل سیستم عامل و نسخه آن و سرعت بارگذاری اطلاعات و ...، مورد توجه است. اگر تا دیروز داشتن شیشه برقی برای اتومبیل مهم بود، سطح انتظار مردم در زمان حال بسیار فراتر رفته است. اگر تا دیروز رفتن به کلاس و خواندن کتاب فلان دانشمند اهمیت داشت، امروز میزان کاربرد آن اطلاعات در زندگی روزمره مهم شده است و این روند تغییرات و پیشرفت، تا ابد ادامه خواهد داشت.

بررسی نیاز جامعه در تولید محصول، ضامن بقاء سازمان در محیط است. باید نیاز مردم را پیش‌بینی کنیم. باید پیش‌بینی کنیم که جامعه در آینده، توقع چه تغییری در محصولات را از ما دارد و بر طبق آن انتظارات، دست به تولید محصول بزنیم.

و این نکته را همیشه در ذهن داشته باشیم که:

محصول باید متناسب با نیاز امروزِ جامعه هدف، تولید شده باشد.

  • محمدحسین ظرافتی

جلسات طوفان مغزی

جمعه, ۷ مهر ۱۳۹۶، ۰۶:۵۵ ق.ظ

جلسات طوفان مغزی:

15 تا 45 دقیقه. متشکل از 4 تا 7 نفر.

درباره برطرف کردن مشکلات سازمان، ایده‌های خلاقانه جمع‌آوری میشود.

پرسش‌ها باید جزئی و دقیق باشند و هیچ ایده‌ای مورد قضاوت قرار نگیرد.


  • محمدحسین ظرافتی

معیارهای تعیین‌شده

دوشنبه, ۳ مهر ۱۳۹۶، ۰۷:۱۳ ب.ظ

موفقیت در دستیابی به معیارهای تعیین‌شده سازمان، تنها دلیلِ دادن پاداش به افراد است.


  • محمدحسین ظرافتی

یازده قانون موفقیت اپل

جمعه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۶، ۰۴:۴۹ ب.ظ


* گذشته‌ها را فراموش کنید و آینده پرباری را رقم بزنید؛

 *همیشه واقعیت را بگویید، به هر ترتیب خبرهای بد به گوش می‌رسد؛

 *انتظار می‌رود با تمام وجود صداقت و همکاری داشته باشید، هر کجا شک داشتید سوال کنید؛

 *به جای فروشنده خوب یاد بگیرید یک تاجر خوب باشید؛

 *همه باید زمین را جارو کنند؛

 *در طرز کار و گفتار و رفتار خود همیشه حرفه‌ای عمل کنید؛

 *به مشتریان، گوش فرا دهید؛

 *رابطه‌ای برنده ـ برنده را با شرکای اپل ایجاد کنید؛

 *هوای همدیگر را داشته باشید و اطلاعات را با هم به اشتراک بگذارید؛

 *خودتان را بیش از حد جدی نگیرید؛

 *خوش‌ بگذرانید، در غیر این صورت کار کردن ارزشی ندارد.

منبع

  • محمدحسین ظرافتی