حال‌نوشت‌های بنده

حال‌نوشت‌های بنده

آن خدایی که من می‌شناسم، شب منتظر است برخیزی برای نماز شب تا خلوتی عاشقانه کند با تو...

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۷ شهریور ۹۷، ۱۶:۵۹ - ho3in ablis
    عالی

۲۷ مطلب با موضوع «شکست» ثبت شده است

شیوه حمله!

پنجشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۷، ۰۸:۱۶ ق.ظ


جنگ را اینطوری رهبری کن:

اول این را بگویم که راهبرد ارتش انگلیس در جنگ‌ها این است که از جناحین به دشمن حمله میکند. درواقع دشمن را به گوشه‌ها می‌کشاند، خسته‌اش کرده، تعادلش را بهم زده و سپس با نیروهای تازه به قلب او حمله می‌کند؛ آن هم درست زمانی که همه حواس‌ها متوجه گوشه‌هاست و دشمن به واسطه نگهداری جناحین درمانده شده است.

حالا حواست باشد، به عنوان فرمانده میدان، وقتی می‌بینی که دشمن از یک قسمت وارد شده و فشار می‌آورد، نباید عجولانه تصمیم بگیری و تمام توانت را برای بیرون راندن دشمن از آن قسمت خرج کنی؛ زیرا دشمن همین را می‌خواهد. هر کاری که می‌کنی، باید حواست به هدف دشمن نیز باشد.

دشمن با این روش تو را امتحان می‌کند. چرا که اگر او در آن جناح شکست بخورد، تلفات کمی می‌دهد و چیز زیادی را از دست نمی‌دهد؛ اگر هم موفق عمل کند، مثل خوره به جان آن جناح می‌افتد و همین‌طور پیش‌روی می‌کند. حال اگر کنترل خود را از دست بدهی و تمام توانت را در آن قسمت بگذاری، دست دشمن را برای حمله به قلب لشگر باز گذاشته‌ای...

این را بدان: دشمن می‌خواهد شاکله، تمرکز و بنیان دفاعی‌ات را به هم بریزد.

در این نوع نبرد نباید منفعلانه عمل کرد و منتظر بود تا دشمن حمله اصلی را آغاز کند. چرا که اگر منتظر باشیم و فقط دفاع کنیم، دشمن به صورت تدریجی از ما تلفات می‌گیرد و از همان جناحین نفوذ می‌کند.

این نکات را به خاطر بسپار:

نباید دشمن را دست‌کم بگیری. دشمن را بشناس، هدفش را بشناس و نوع آرایشش را نیز بشناس. بعد، طوری نیروهایت را آرایش بده که همه جای لشگرت، قدرت کافی برای مقابله با حمله دشمن را داشته باشد (بهتر بگویم: کمتر گوشه داشته باش!)؛ سعی کن تو هم تعادلش را بهم بزنی و بلافاصله به قلب او حمله کنی...

  • محمدحسین ظرافتی

دو راهی؟!

دوشنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۷، ۰۶:۰۶ ب.ظ


مگر کار مثل تفریح است که می‌گویند دنبال شغلی برو که به آن علاقه داشته باشی!؟

مگر درس مثل تفریح است که می‌گویند دنبال رشته‌ای برو که به آن علاقه داشته باشی!؟

کار، کار است؛ با تمام سختی‌هایش...

تفریح هم تفریح است؛ با تمام لذت‌هایش...

کسی که می‌خواهد خرج زندگی در بیاورد، باید کار کند؛ هرچند از آن کار لذت نمی‌برد و سختی می‌بیند.

چه کسی از کار کردن لذت می‌برد که تو می‌خواهی دومی‌اش باشی؟

حتی کسانی که کارشان را دوست دارند هم، قسمتی از زمان‌شان را برای تفریح خالی می‌کنند...

باور نمی‌کنی؟ برو از کسانی که فوتبال را به صورت حرفه‌ای دنبال می‌کنند بپرس...

کار هیچ‌وقت جای تفریح را نمی‌گیرد.

برای رسیدن به هدف، باید کار و تلاش کرد و نباید دنبال راحتی و لذت بود...

اولاً، علاقه، چیزی نیست که یکدفعه به‌وجود بیاید؛ بلکه در طول زمان، شخص، به کاری یا چیزی علاقه‌مند می‌شود.

ثانیاً، کسی که شغل یا درسش را به این خاطر انتخاب می‌کند که از آن‌ها لذت ببرد، نَه از آن‌ها لذت می‌برد و نَه در آن‌ها موفق می‌شود.

کار و درس جای خود...

تفریح هم جای خود...

  • محمدحسین ظرافتی

فاجعه دنباله‌روی (گروه اندیشی)

دوشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۳:۱۳ ق.ظ


در مارس 1960، سرویس مخفی آمریکا شروع کرد به بسیج تبعیدشدگان ضدکمونیست از کوبا ـ که عمده آن‌ها در میامی زندگی می‌کردند ـ تا از آن‌ها علیه حکومت فیدل‌کاسترو استفاده کند.

در ژانویه 1961، رئیس جمهور کِندی، دو روز پس از بر سر کار آمدن، از یک نقشه مخفیانه برای تجاوز به خاک کوبا آگاه شد. سه ماه بعد، جلسه مهمی در کاخ سفید تشکیل شد که در آن، کندی و مشاورانش، همه به این تجاوز نظامی رأی موافق دادند.

در هفدهم آوریل 1961، یک دسته 1400 نفره از کوبایی‌های تبعید شده، از طریق خلیج خوک‌ها در ساحل جنوبی کوبا و با کمک نیروی دریایی و نیروی هوایی آمریکا و سیا، وارد خشکی شدند. هدف آن‌ها سرنگونی حکومت کاسترو بود. اما هیچ‌چیز، مطابق برنامه پیش نرفت. در روز اول، حتی یک کشتی پشتیبانی هم به ساحل نیامد. نیروی هوایی کوبا، دو کشتی اول را غرق کرد و دو کشتی دیگر به آمریکا بازگشتند. روز بعد، ارتش کاسترو، به طور کامل آن دسته را محاصره کرد. روز سوم، 1200 نفر که هنوز زنده مانده بودند، بازداشت و به زندان‌های نظامی منتقل شدند.

از تجاوز کندی به خلیج خوک‌ها، به عنوان یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های تاریخ سیاست خارجی آمریکا، یاد می‌شود. این که بر سر چنین نقشه‌ای توافق شد، خود بسیار عجیب بود؛ چه برسد به این که به مرحله اجرا هم رسید!

تمام فرضیه‌هایی که این حمله بر مبنای آن‌ها بنا شده بود، پر از خطا بود. مثلاً تیم کندی، کاملاً قدرت نیروی هوایی کوبا را دست‌کم گرفته بود. همچنین انتظار می‌رفت در شرایط اضطراری، اعضای آن دسته بتوانند خود را در کوه‌های اسکامبری مخفی کنند و یک جنگ زیرزمینی علیه کاسترو راه بیندازند. یک نگاه به نقشه نشان می‌دهد آن پناهگاه، حدود صد مایل با خلیج خوک‌ها فاصله دارد و یک باتلاق غیرقابل‌گذر هم در این میان وجود دارد. با وجود این، کندی و مشاورانش، جزء هوشمندترین افرادی‌اند که تا کنون، رهبری دولت آمریکا را دست گرفته‌اند.

اروینگ جانیس، استاد روانشناسی، ناکامی‌های زیادی را بررسی کرده است. او نتیجه گرفت، تمام آن ناکامی‌ها در این الگو مشترک‌اند: اعضای یک گروه همبسته، با ایجاد توهم (به طور ناخواسته) روحیه‌ای تیمی در میان خود ایجاد می‌کنند. یکی از این تصورات، باور به شکست‌ناپذیر بودن است. «اگر هم سرگروه‌ها (در این مورد کندی) و اعضای آن، از موفقیت اطمینان داشته باشند، آن‌وقت شانس هم با ما یار خواهد بود!» پس از آن، توهم اتفاق آراست. اگر دیگران همه هم‌نظرند، هر نظر مخالف، ناگزیر اشتباه است. هیچ‌کس نمی‌خواهد با نه گفتن، اتحاد گروهی را به‌هم بزند. دست آخر، همه خوشحال‌اند از این که عضوی از این گروه‌اند. بیان کردن مخالفت‌ها، به معنای خط خوردن از گروه است. در گذشته، چنین طغیان‌هایی منجر به مرگ می‌شد. به همین خاطر است که ما اصرار می‌کنیم به نفع گروه نظر بدهیم.

نتیجه‌گیری: اگر خود را در میان یک گروه نزدیک و هم‌عقیده یافتی، باید آنچه را در ذهنت می‌گذرد بیان کنی، حتی اگر گروه به آن علاقه‌ای نشان ندهد. فرضیات ضمنی را زیر سؤال ببر، حتی اگر این کار باعث شود از آسایش دور باشی. اگر رهبریِ یک گروه را بر عهده داری، یک نفر را به عنوان «مخالف» منصوب کن. او احتمالاً محبوب‌ترین فرد گروه نخواهد بود، اما شاید مهم‌ترین عضو باشد.

  • محمدحسین ظرافتی

شکست ایده

سه شنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۶، ۰۳:۴۲ ب.ظ


دیگران چگونه به موفقیت رسیده‌اند؟ چرا بقیه نمی‌رسند؟ چرا فکر می‌کنی هر ایده‌ای که به ذهنت رسید، حتماً نتیجه می‌دهد؟

یک سر برو به قبرستان ایده‌ها. ایده‌هایی که به نتیجه رسیده‌اند و فقط در ذهن نمانده‌اند! یعنی تبدیل به محصول یا ایجاد یک شرکت شده‌اند. اما بعد از سه سال، شکست خورده و آن شرکت، ورشکست شده است. افرادش خیلی هم از تو داغ‌تر بوده‌اند؛ خیلی هم پرتلاش‌تر از تو بوده‌اند.

هزاران ایده به ذهن افراد می‌رسد. چه‌چیز باعث می‌شود از بین آنان، فقط یک ایده جان سالم بدر بَرد و موفق گردد؟!

خوب است نگاهی به مقاله زیر بیندازی:

علل شکست کارآفرینان

  • محمدحسین ظرافتی

عمیق

شنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۲۵ ب.ظ

پیروزی، انسان را بزرگ می‌کند و شکست، انسان را عمیق

 

محمدرضا شعبانعلی

  • محمدحسین ظرافتی

راهی برای پیروزی

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۰۶ ب.ظ

گاهی اوقات شما با شکست در یک نبرد، راهی برای پیروزی در جنگ پیدا می‌کنید.

 

دونالد ترامپ

  • محمدحسین ظرافتی

هزار راه پیدا کردم

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۰۵ ب.ظ

من هیچ‌وقت شکست نخوردم. من فقط هزار راه پیدا کردم که به هدف نمی‌رسید.

 

توماس ادیسون

  • محمدحسین ظرافتی

آنچه را قبول می‌کنید...

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۴۰ ق.ظ

آنچه را که انکار می‌کنید، شما را شکست می‌دهد، آنچه را که قبول می‌کنید، شما را تغییر می دهد.

 

کارل گوستاو یونگ

  • محمدحسین ظرافتی

بمانی!

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۲۱ ق.ظ

زمین خوردن شکست نیست، شکست زمانی به سراغت می‌آید که در همان جایی که زمین خوردی بمانی!

 

سقراط

  • محمدحسین ظرافتی

زلزله

سه شنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۳۰ ب.ظ


وقتی می‌گوییم پتو نداریم... پتو می‌رسانند!

وقتی می‌گوییم غذا نداریم... غذا می‌رسانند!

وقتی می‌گوییم لودر نداریم... لودر می‌رسانند!

وقتی می‌گوییم امدادگر نداریم... امدادگر می‌رسانند!

وقتی می‌گوییم خون نداریم... خون می‌رسانند!

خلاصه هرچه بگوییم... دیر یا زود می‌رسانند...

من مانده‌ام وقتی می‌گوییم سوءمدیریت است و مدیریت نداریم...

چه کار می‌خواهند انجام دهند؟!!


  • محمدحسین ظرافتی

یاری برساند

دوشنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۲۳ ب.ظ

برده، زمانی که احساس کند دیگران از او پیشی می‌گیرند، احساس شکست و ذلت می‌کند.

آزاده، زمانی احساس پیروزی و عزت می‌کند که به دیگران برای پیشی جستن از خویش، یاری برساند.


  • محمدحسین ظرافتی

دست‌فروش‌ها

يكشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۰۳ ب.ظ

اغلب پروژه‌های دست‌فروش‌ها شکست می‌خورد. زیرا طراحان به طور کامل کاربران خود را درک نمی‌کنند و در نتیجه، هیچ‌کس محصول را مفید نمی‌داند.


  • محمدحسین ظرافتی

تغییرات زیاد

شنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۵۲ ب.ظ

گورویلا:

محصولاتی که نیازمند تغییرات زیادی در رفتار مصرف‌کنندگان باشند، محکوم به شکست هستند. حتی اگر آن محصولات، منافع آشکاری برای آن‌ها داشته باشند.


  • محمدحسین ظرافتی

مشکلات مدارس

دوشنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۴۹ ب.ظ

یکی از مشکلات مدارس، این است که به کودکان یاد می‌دهند تا در جهانی شکل گرفته از "درست" یا "غلط" زندگی کنند. در مدرسه، اگر جواب‌های درست شما با جواب‌های درست معلم‌تان یکسان باشد، باهوش هستید؛ در غیر این صورت، باهوش و ممتاز نیستید.


  • محمدحسین ظرافتی

فارغ‌التحصیل!

دوشنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۲۸ ب.ظ

متأسفانه خیلی از دانشجویان، حتی دانشجویان ممتاز، محیط آموزشی را درحالی ترک می‌کنند که نیازمند، حریص، ناامید و درمانده هستند و حتی بدتر از این‌ها با حس "استحقاق" محیط آموزشی را ترک می‌کنند. یعنی این ایده در فکرشان است که جهان، یک زندگی خوب به آن‌ها بدهکار است.


  • محمدحسین ظرافتی