حال‌نوشت‌های بنده

حال‌نوشت‌های بنده

آن خدایی که من می‌شناسم، شب منتظر است برخیزی برای نماز شب تا خلوتی عاشقانه کند با تو...

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۳۰ مرداد ۹۷، ۲۲:۵۶ - alireza
    good

۴۶۹ مطلب با موضوع «مدیریت» ثبت شده است

اعتراض بدون زحمت

شنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۳۵ ب.ظ


اعتراض بدون زحمت، طرحی است که کارکنان می‌توانند به‌راحتی، مدیرِ نالایقِ خود را برکنار کنند، به‌طوری که از حواشی این تغییر، جان سالم بهدر ببرند.

شکل اجرایی طرح به صورت زیر است:

به میزان تعداد کارمندانی که زیر نظر یک مدیر کار می‌کنند، امکان برکناری یا تغییر آن مدیر وجود دارد.

اگر نصف بعلاوه یک نفر از کامندانِ مدیر، شکایت خود از آن مدیر را در سیستم ثبت کنند، بلافاصله امکان برکناری یا تغییر مدیر وجود خواهد داشت.

اتفاقاتی که ممکن است در این طرح رخ دهد:

1-     اگر افرادی که تصمیم به برکناری مدیر گرفتند، تبانی نکرده باشند، تغییر مدیر صورت می‌گیرد.

2-     اما اگر تبانی کرده باشند، خودِ تبانی موضوعیت ندارد؛ بلکه چیزی که موضوعیت دارد این است که تصمیم آن‌ها به حق بوده است یا خیر.

3-    اگر تصمیم آن‌ها به حق باشد، تغییر مدیر صورت می‌گیرد.

4-    اما اگر تصمیم آن‌ها به حق نباشد، بازرسی یا مرجعِ صلاحیت‌دارِ سازمان وارد عمل شده و مدیر ابقا می‌گردد.

5-    در این صورت، اگر بازرسی تصمیم به ابقای مدیر بگیرد، آن‌وقت ما با کارکنانی روبه‌رو هستیم که تمایل ندارند با مدیر کار کنند.

6-   و این، معضلی است که متخصصین منابع انسانی باید برای حل آن، چاره‌جویی نمایند و یک اتفاق طبیعی در همه سازمان‌ها است.

اهمیت طرح اعتراض بدون زحمت:

در سازوکار فعلیِ سازمان‌ها (خصوصاً سازمان‌های دولتی)، تصمیمات به‌سرعت گرفته نمیشود و بسیار کُند است و همچنین سیستم ثبت شکایت از مدیر نیز وجود ندارد.

باید سازوکاری طراحی شود که افراد بتوانند از مدیر خود شکایت کنند و امیدوار باشند که به شکایت‌شان، به‌سرعت رسیدگی می‌شود و همچنین مطمئن باشند که اطلاعات‌شان درز پیدا نمی‌کند.

متأسفانه مدیران از مشکلات کارکنان خبر ندارند و تا زمانی که کارکنان، حضوراً به مدیر مراجعه نکنند، آن مدیر، هیچ کاری برای‌شان انجام نمی‌دهد؛ حال آنکه نوع ارتباط مدیر با کارکنان، موفقیت سازمان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

فواید این طرح:

1-       مدیران را نسبت به خواسته‌های کارکنان، هوشیار می‌کند.

2-     مدیران می‌دانند اگر آنچه که به آن‌ها مربوط می‌شود را به درستی انجام ندهند، به سرعت با آن‌ها برخورد می‌شود؛ در نتیجه در انجام کارها دقت بیشتری به خرج می‌دهند.

3-       مدیر، رفتار خود را اصلاح میکند که این امر، باعث اصلاح کل سازمان می‌شود.

4-   کارکنان وقتی می‌بینند مدیر به خواسته‌های آنان توجه دارد، انگیزه بیشتری برای کار پیدا می‌کنند.

5-       مسائل کارکنان برای مدیر، بی‌اهمیت جلوه نمی‌کند.

6-       سرعت و کیفیت کار بهبود پیدا می‌کند.


«ایده اصلی طرح از بنده است. می‌توانید باتوجه به نوع سازمان خود، آن را بومی کنید»

  • محمدحسین ظرافتی

جلسات کاری ایده‌آل

جمعه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۲۰ ب.ظ
  • محمدحسین ظرافتی

آن را رها کن

يكشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۷:۰۵ ب.ظ


اگر بخواهم مدیریت را به صورت خلاصه بگویم، همین یک جمله کافی است:

«آن را رها کن»

مدیر شایسته کسی است که ابتدا شخصِ متعهد و متخصص را استخدام میکند؛ سپس آزادی و اختیار کامل به همراه امکانات مورد نیاز را به او میدهد؛ بعد او را رها میکند تا با فکر و ایده خودش کارها را جلو ببرد.

اگر دائم کارها را به او گوشزد کند، مسئولیت کامل را به او ندهد، در کارش دخالت کند و بگوید فلان کار را بکن و فلان کار را نکن...

سازمان به هدف مطلوبش نمی‌رسد.


پیشنهاد می‌کنم "مدیریت چه چیز نیست؟" را بخوانید.


بیربط:

م . دیر . یت = mo . dir . it

آن را رها کن google translate:

😉

  • محمدحسین ظرافتی

مکانیزم دستمزد

شنبه, ۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۳۰ ق.ظ


اگر به عنوان مدیر، کارکنانت را تشویق کردی، به این نکات توجه کن:

1-   وقتی پاداش‌ها وارد کار می‌شود یا نوع آن تغییر می‌کند، رفتار انسان، چگونه و با چه سرعتی تغییر می‌کند؟

2-     انسان‌ها فقط به خودِ پاداش واکنش نشان می‌دهند، نه به اهدافِ بزرگِ پشت آن...

بنابراین: انسان‌ها طوری به پاداش‌ها واکنش نشان می‌دهند که بیشتر به نفع‌شان باشد!

مدیران باید سیستم تشویقی‌ای را برگزینند که هم شامل هدف باشد و هم شامل پاداش...

اگر سازمان شما از آن نوع سازمان‌هایی است که به کارکنان، حقوق ساعتی می‌دهد، به این نکته توجه کن که دیگر نمی‌توان با این نوع مکانیزمِ دستمزد، آن‌طور که باید، به اهداف سازمان دست‌یافت.

یک لحظه تصور کن که جنگجویان، به جای طلب غنایم دشمن، حقوق ساعتی می‌گرفتند! این به آن معنا بود که ما آن‌ها را تشویق کنیم تا می‌توانند جنگ را طولانی کنند!!

بنابراین، نرخ ساعتی را فراموش کن و همیشه برای هزینه ثابت، از قبل مذاکره کن...

  • محمدحسین ظرافتی

فاجعه دنباله‌روی (گروه اندیشی)

دوشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۳:۱۳ ق.ظ


در مارس 1960، سرویس مخفی آمریکا شروع کرد به بسیج تبعیدشدگان ضدکمونیست از کوبا ـ که عمده آن‌ها در میامی زندگی می‌کردند ـ تا از آن‌ها علیه حکومت فیدل‌کاسترو استفاده کند.

در ژانویه 1961، رئیس جمهور کِندی، دو روز پس از بر سر کار آمدن، از یک نقشه مخفیانه برای تجاوز به خاک کوبا آگاه شد. سه ماه بعد، جلسه مهمی در کاخ سفید تشکیل شد که در آن، کندی و مشاورانش، همه به این تجاوز نظامی رأی موافق دادند.

در هفدهم آوریل 1961، یک دسته 1400 نفره از کوبایی‌های تبعید شده، از طریق خلیج خوک‌ها در ساحل جنوبی کوبا و با کمک نیروی دریایی و نیروی هوایی آمریکا و سیا، وارد خشکی شدند. هدف آن‌ها سرنگونی حکومت کاسترو بود. اما هیچ‌چیز، مطابق برنامه پیش نرفت. در روز اول، حتی یک کشتی پشتیبانی هم به ساحل نیامد. نیروی هوایی کوبا، دو کشتی اول را غرق کرد و دو کشتی دیگر به آمریکا بازگشتند. روز بعد، ارتش کاسترو، به طور کامل آن دسته را محاصره کرد. روز سوم، 1200 نفر که هنوز زنده مانده بودند، بازداشت و به زندان‌های نظامی منتقل شدند.

از تجاوز کندی به خلیج خوک‌ها، به عنوان یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های تاریخ سیاست خارجی آمریکا، یاد می‌شود. این که بر سر چنین نقشه‌ای توافق شد، خود بسیار عجیب بود؛ چه برسد به این که به مرحله اجرا هم رسید!

تمام فرضیه‌هایی که این حمله بر مبنای آن‌ها بنا شده بود، پر از خطا بود. مثلاً تیم کندی، کاملاً قدرت نیروی هوایی کوبا را دست‌کم گرفته بود. همچنین انتظار می‌رفت در شرایط اضطراری، اعضای آن دسته بتوانند خود را در کوه‌های اسکامبری مخفی کنند و یک جنگ زیرزمینی علیه کاسترو راه بیندازند. یک نگاه به نقشه نشان می‌دهد آن پناهگاه، حدود صد مایل با خلیج خوک‌ها فاصله دارد و یک باتلاق غیرقابل‌گذر هم در این میان وجود دارد. با وجود این، کندی و مشاورانش، جزء هوشمندترین افرادی‌اند که تا کنون، رهبری دولت آمریکا را دست گرفته‌اند.

اروینگ جانیس، استاد روانشناسی، ناکامی‌های زیادی را بررسی کرده است. او نتیجه گرفت، تمام آن ناکامی‌ها در این الگو مشترک‌اند: اعضای یک گروه همبسته، با ایجاد توهم (به طور ناخواسته) روحیه‌ای تیمی در میان خود ایجاد می‌کنند. یکی از این تصورات، باور به شکست‌ناپذیر بودن است. «اگر هم سرگروه‌ها (در این مورد کندی) و اعضای آن، از موفقیت اطمینان داشته باشند، آن‌وقت شانس هم با ما یار خواهد بود!» پس از آن، توهم اتفاق آراست. اگر دیگران همه هم‌نظرند، هر نظر مخالف، ناگزیر اشتباه است. هیچ‌کس نمی‌خواهد با نه گفتن، اتحاد گروهی را به‌هم بزند. دست آخر، همه خوشحال‌اند از این که عضوی از این گروه‌اند. بیان کردن مخالفت‌ها، به معنای خط خوردن از گروه است. در گذشته، چنین طغیان‌هایی منجر به مرگ می‌شد. به همین خاطر است که ما اصرار می‌کنیم به نفع گروه نظر بدهیم.

نتیجه‌گیری: اگر خود را در میان یک گروه نزدیک و هم‌عقیده یافتی، باید آنچه را در ذهنت می‌گذرد بیان کنی، حتی اگر گروه به آن علاقه‌ای نشان ندهد. فرضیات ضمنی را زیر سؤال ببر، حتی اگر این کار باعث شود از آسایش دور باشی. اگر رهبریِ یک گروه را بر عهده داری، یک نفر را به عنوان «مخالف» منصوب کن. او احتمالاً محبوب‌ترین فرد گروه نخواهد بود، اما شاید مهم‌ترین عضو باشد.

  • محمدحسین ظرافتی

یادداشت‌هایی از شیوه حکومت امام علی (ع)

دوشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۲:۳۱ ق.ظ

یادداشت‌هایی از کتاب "آن است شیوه حکومت (فرمان حضرت علی علیه‌السلام به مالک اشتر)"؛

اثر: سیدمهدی شجاعی


  • محمدحسین ظرافتی

از خدا می‌خواهم...

دوشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۲:۲۳ ق.ظ

ای مالک!

من از خدا می‌خواهم که با رحمت فراگیرش و قدرت بی‌منتهایش در برآوردن تمامی حاجات، مرا و تو را به انجام آنچه رضای اوست موفق گرداند.

آنچنان که در پیشگاه او و خلقِ او حجتی آشکار داشته باشیم.

با حسن شهرت در میان بندگان و یادگار زیبا در شهرها و کمال نعمت و افزونی کرامت.

و این که عاقبت من و تو را به سعادت و شهادت ختم فرماید که به دیدار او سخت مشتاقیم.


و سلام بر رسول خدا و خاندان پاکزاد و پاک‌طینتش؛

سلامی فراوان و تمام و کمال؛

والسلام.


  • محمدحسین ظرافتی

سنت نیکو

دوشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۲:۲۱ ق.ظ

ای مالک!

بر تو واجب است که آنچه بر پیشینیان تو رفته است، پیوسته در خاطر آوری؛

از حکومتی که به عدالت داشته‌اند یا سنتی که به نیکویی گذاشته‌اند یا اثری که از پیامبرمان (صلی الله علیه وآله) مانده یا فریضه‌ای که در کتاب خدا آمده.

و اقتدا کنی به آنچه در عمل از ما دیده‌ای.

و تلاش کنی به تبعیت از آنچه من در این عهدنامه بر عهده‌ات نهاده‌ام.

چرا که با این عهدنامه، من حجتم را بر تو تمام کردم تا بهانه‌ای برای تو باقی نماند که تو را به پیروی از هوای نفست بکشاند.


  • محمدحسین ظرافتی

مهار خشم

دوشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۲:۱۸ ق.ظ

ای مالک!

تلاش کن که خشمت را مهار کنی و آتش غضبت را فرو بنشانی و دست و زبانت را از خشونت و اذیت باز داری.

و این همه را در صورتی می‌توانی، که در عکس‌العمل، تعجیل نکنی و رفتار قهرآمیز را به تأخیر بیفکنی تا آتش خشمت فرو بنشیند و زمام اختیارت به دست آید.

و به چنین اقتدار و تسلط بر نفسی، نمیرسی مگر که تذکر و دغدغه بازگشت به سوی خدا را در وجودت تقویت کنی.


  • محمدحسین ظرافتی

استفاده شخصی

دوشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۲:۱۶ ق.ظ

ای مالک!

مبادا از آنچه متعلق به همه مردم است، استفاده شخصی کنی و برای خود سهمی بیش از دیگران قائل شوی.

و مبادا آنچه را که همگان می‌بینند، ندیده بگیری و خود را به ندانستن بزنی.

قاعده این است که آنچه امروز در دست توست، از تو گرفته و تحویل دیگری می‌شود.

و به زودی پرده از کار، کنار می‌رود.

و باطن امور پدیدار می‌شود.

و داد مظلوم را از تو می‌ستانند و او را به حقّش می‌رسانند.


  • محمدحسین ظرافتی

موعد کار

دوشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۲:۱۴ ق.ظ

ای مالک!

بپرهیز از شتاب در انجام آن کارها که موعدش فرا نرسیده.

و از سستی در انجام آن کارها، که شرایطش مهیا شده.

و از پافشاری در انجام آن کارها که وجوه آن ناشناخته مانده است.

یا کاهلی در انجام آن کارها که تکلیف آن روشن شده.

و خلاصه:

هرچیز و هرکس را در جای خودش بنشان.

و هرکاری را در وقت خودش به سرانجام برسان.


  • محمدحسین ظرافتی

منّت گذاشتن

دوشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۲:۱۲ ق.ظ

ای مالک!

بپرهیز از این که به خاطر کارهای خوبت بر سر مردم منت بگذاری و کارهای خوبت را برتر از آنچه هست، به چشم آری و آنچه را که وعده کرده‌ای و متعهد شده‌ای، به جا نیاری.

چرا که:

منّت گذاشتن، کار خوب را باطل و نابود می‌کند.

و بزرگ جلوه دادن، نور حق را خاموش می‌کند.

و خلاف گفته عمل کردن، نزد خدا و مردم، گناه بزرگی است که بخشیده نمی‌شود.

خداوند متعال می‌فرماید:

«گناهی بزرگ و نابخشودنی است این که به آنچه می‌گویید، عمل نکنید»


  • محمدحسین ظرافتی

غرور و خودپسندی

دوشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۲:۰۹ ق.ظ

ای مالک!

بترس از عجب و غرور و خودپسندی.

و از تکیه بر آنچه موجب خود پسندی‌ات می‌شود.

و نیز بپرهیز از دوست‌داشتن تملق و دل دادن به آن، که این از بهترین فرصت‌های شیطان است تا تسلط یابد و کارهای خوب افراد نیکوکار را تباه گرداند.


  • محمدحسین ظرافتی

ریختن خون به ناحق

دوشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۲:۰۷ ق.ظ

ای مالک!

بترس از خون‌ها و ریختن‌شان به ناحق و ناروا.

و هیچ‌چیز به اندازه ریختن خون ناحق، گریبان‌گیر انسان نمی‌شود و عذاب و عقوبت ندارد و نعمت‌ها را نابود نمی‌کند و از مهلت عمر و حکومت نمی‌کاهد.

و اولین چیزی که خداوند سبحان، در قیامت به حساب آن می‌رسد، خون‌هایی است که بندگان از یکدیگر ریخته‌اند.

پس تحکیم قدرت و حاکمیت را در ریختن خون ناحق مَبین و بدان که به یقین، ریختن خون ناحق، موجب تضعیف حاکمیت و سست شدن پایه‌های حکومت و بلکه موجب زوال و انتقال حکومت می‌شود.

و نه در نزد خدا و نه من، هیچ عذری برای قتل عمد پذیرفته نیست.

و اجرای حکم قصاص درباره آن قطعی است.

و اگر به غیر عمد، مرتکب قتل شدی و تازیانه‌ات یا شمشیرت یا دستت یا مشتت یا تحرک بیشترت در مجازات و تأدیب، موجب قتل کسی شد، مبادا که غرور قدرت و تسلط حاکمیت، باعث شود که در انجام وظایفت در قبال اولیاء دَم کوتاهی کنی.


  • محمدحسین ظرافتی

عهد و پیمان

دوشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۲:۰۲ ق.ظ

ای مالک!

پیشنهاد صلح و آشتی را از دشمنت بپذیر که موجب خشنودی خداست.

چرا که صلح، سپاه و لشکرت را به آسایش می‌رساند و تو را از دغدغه‌هایت می‌رهاند.

و مملکتت از گزند در امان می‌ماند.

ولیکن پس از پیمان صلح، مراقب دشمن باش و بسیار مراقب دشمن باش!

چه بسا که دشمن نزدیک شده باشد تا روزنه‌های غفلت را پیدا کند.

پس در سنگر احتیاط بمان و از خوش‌گمانی بپرهیز.

و اگر با دشمن خود پیمان بستی یا به او امان دادی، به عهد خود وفا کن و بر امان خود استوار بمان.

و جان خودت را سپر پیمانت قرار ده (به جان بر سر پیمان بمان) چرا که در میان واجبات خدا، بین مردم، علیرغم همه اختلاف نظرها و سلیقه‌ها، بر هیچ‌چیز به اندازه «ارزشمندی وفای به عهد» اتفاق نظر نیست.

مسلمانان جای خود، حتی مشرکین نیز وفای به عهد را در میان خود لازم می‌شمرند، چرا که عواقب نقض پیمان را چشیده‌اند و زیان‌های آن را دیده‌اند.

پس هرگز تعهداتت را آلوده خلل و خیانت مکن.

و عهد و پیمانت را مشکن.

و بر دشمنت هم خدعه و نیرنگ، روا مدار.

این همه، ایستادن در مقابل خداست.

که جز جاهل سنگدل سیاه روزگار، مرتکب این کار نمی‌شود.

خداوند از سر رحمتش نسبت به بندگان، عهد و پیمان را مأمنی قرار داده تا در حفاظ آن پناه بگیرند و حریم مطمئنی که در آن به آرامش برسند و سنگر و سایه‌بانی که از آن بهره‌مند شوند.

پس در این عرصه، نه جای خیانت است، نه خدعه و نه فریب و نیرنگ.

و پیمان را به گونه‌ای نبند که راه بهانه‌جویی و تأویل برایت باز باشد.

و پیمان را به گونه‌ای نبند که پس از انعقاد آن بتوانی با استفاده از بازی در کلام و استعاره و ایهام، راه فرار از تعهداتت پیدا کنی.

و مبادا دشواری تعهداتت سبب شود که پیمانت را بشکنی یا بر سر آن نمانی؛

چرا که هر پیمانی به محض انعقاد، تعهد در قبال خدا محسوب می‌شود.

چرا که تحمل سختی کار، که امید فرج در آن است و عاقبت خیر پیش روی آن، بهتر است از فریب و نیرنگ که هم مدام نگران تبعات آن باشی و هم با مؤاخذه جدّی خداوند مواجه شوی و در دنیا و آخرت از بخشش او محروم بمانی.


  • محمدحسین ظرافتی