ریزه کاری‌های مدیریت

همه انسان ها مدیر هستند اما فقط بعضی از آنها جزء رهبران تأثیرگذار خواهند بود.

ریزه کاری‌های مدیریت

همه انسان ها مدیر هستند اما فقط بعضی از آنها جزء رهبران تأثیرگذار خواهند بود.

ریزه کاری‌های مدیریت

آن خدایی که من می‌شناسم، شب منتظر است برخیزی برای نماز شب تا خلوتی عاشقانه کند با تو...

آخرین نظرات
  • ۳۰ فروردين ۹۷، ۲۰:۲۳ - Hadis dolati
    لایک
  • ۲۹ فروردين ۹۷، ۰۰:۵۹ - مهسا جون
    جالب

ایمان خود را با عمل صالح تقویت کنیم

دوشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۷، ۰۴:۰۳ ب.ظ

شرح حدیث حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

ایمان خود را با عمل صالح تقویت کنیم.

حضرت می‌فرمایند: «سبیل ابلج المنهاج انورالسّراج»؛ ایمان، راهی است که مسیر آن کاملاً روشن است. ایمان، فروزنده‌ترین چراغ است. مراد از ایمان در این عبارتِ امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلاةوالسّلام)، ایمان دینی است؛ یعنی ایمان به خدا و روز جزا و پیغمبر، و همین ایمانی که ادیان، مردم را به آن فرا می‌خوانند. البته اهمیت مطلق ایمان معلوم است؛ چون ایمان پایه عمل و حرکت انسان است. تا انسان به چیزی دلسپرده و گرویده نباشد، در راه آن حرکت نمی‌کند. ایمان با علم فرق دارد. انسان گاهی به حقیقتی عالم است، اما گرویده به آن نیست. یعنی در ایمان، فقط دانا بودن و عالم به صدق بودن کافی نیست؛ چیزی اضافه بر این علم لازم است. البته ایمان بدون علم هم ممکن نیست ـ ایمان با شک و تردید معنا ندارد ـ اما علم به تنهایی هم برای ایمان کافی نیست؛ کما این‌که می‌بینید قرآن درباره موسی و قضایای فرعون می‌فرماید: «و جحدوا بها واستیقنتها انفسهم ظلما و علوّا»؛ یعنی وقتی موسی دعوت خودش را مطرح کرد، ملأ فرعونی فهمیدند او راست می‌گوید و حقیقت است؛ اما بعد از آن که موسی این معجزه عجیب را نشان داد و بعد از آن‌که ساحران و جادوگران ـ که تصور می‌شد کار موسی هم از قبیل کار آن‌هاست ـ خودشان اعتراف کردند که این، از نوع کار آن‌ها نیست و با وجود تهدید فرعون سجده کردند و به موسی ایمان آوردند و مرگ را پذیرا شدند، برای آن‌ها روشن شد که موسی حقیقت می‌گوید؛ اما در عین حال، این حقیقت را انکار کردند؛ «جحدوا بها واستیقنتها انفسهم». یقین داشتند که موسی راست می‌گوید، اما در عین حال انکار کردند. چرا؟ زیرا «ظلما و علّوا»؛ به خاطر این که استکبار و هواهای نفسانی‌شان و ظلمی که می‌خواستند بکنند، نمی‌گذاشت تسلیم شوند.

ایمان و گرویدن، نوعی تسلیم است؛ تسلیمِ حقیقتی شدن. گاهی انسان حقیقت را می‌فهمد، اما دلِ خود را تسلیم این حقیقت نمی‌کند و در مقابل آن می‌ایستد. لذا می‌بینید در مقابل علم، جهل و شک است؛ اما در مقابل ایمان، جهل نمی‌آورند؛ در مقابل ایمان، کفر می‌آورند؛ یعنی پوشاندن. انسان گاهی حقیقتی را قبول دارد، اما آن را می‌پوشاند و پنهان می‌کند. نقطه مقابل پوشاندن، ایمان است؛ یعنی دل سپردن، گرویدن، سر سپردن، حقیقت را با همه وجود پذیرفتن و در مقابل آن تسلیم شدن. هر چیزی که شما آن را حقیقت می‌پندارید، اگر به آن ایمان آوردید، این می‌شود پایه عمل شما. امروز شما می‌بینید عدهای با حرارتِ تمام از فلان مبنای اقتصادی یا اجتماعی دفاع و برای آن سرمایه گذاری می‌کنند. مثال واضح‌تر، وجود گرایش‌های مارکسیستی در دوره جوانیِ خودمان است که بعضی از شماها هم آن دوره را درک کرده‌اید. عده‌ای واقعاً در مقابل آن مفاهیم مارکسیستی حاضر بودند جان خودشان را بدهند. این‌ها دل سپرده و ایمان آورده بودند. این ایمان، منشأ عمل می‌شود؛ آن هم عملی به این دشواری؛ مبارزه کردن و در میدان بودن و کشتن و کشته شدن. اگر ایمان به مبنایی وجود داشت، آن انسان می‌شود خودکار به سمت هدف‌های آن ایمان؛ لازم نیست دائماً به او تذکر دهند. ایمان، عمل را به دنبال می‌آورد، که در جمله بعدی این را عرض می‌کنیم.

گفتیم در این جا مراد امیرالمؤمنین ایمان دینی است؛ ایمان به یک شیء باطل و ایمان به بت و بت‌مداری نیست؛ ایمان به خدای لاشریک له و ایمان به نبوت‌ها و ایمان به حقایق و ایمان به قیامت است. می‌فرماید: «سبیل ابلج المنهاج»؛ یعنی مسیر این راه، بسیار روشن است. اگر کسی با عقل و فطرتِ خود وارد این میدان شود، راه را روشن و بی‌تردید و بی‌شبهه می‌بیند؛ «انورالسّراج» است. بعد دنباله‌اش این است: «فبالأیمان یستدلّ علی الصّالحات»؛ از راه ایمان، انسان به اعمال صالح می‌رسد. ایمان است که انسان را می‌کشاند و به عمل صالح دلالت می‌کند. بعد بلافاصله می‌فرماید: «و بالصّالحات یستدلّ علی الأیمان»(۱)؛ عمل صالح هم انسان را به ایمان دلالت می‌کند. یعنی یک تأثیر و تأثر متقابل وجود دارد. به نظر من این نکته خیلی مهمی است. ما باید ایمان خود را با عمل صالح تقویت کنیم؛ کما این که عمل صالح را باید از راه ایمان بشناسیم.

۱) نهج‌البلاغه خطبه شماره ۱۵۶

از سخنان آن حضرت است خطاب به اهل بصره در خبر از پیشامدهای سخت

... ‌سَبِیلٌ أَبْلَجُ الْمِنْهَاجِ أَنْوَرُ السِّرَاجِ فَبِالْإِیمَانِ یُسْتَدَلُّ عَلَی الصَّالِحَاتِ وَ بِالصَّالِحَاتِ یُسْتَدَلُّ عَلَی الْإِیمَانِ وَ بِالْإِیمَانِ یُعْمَرُ الْعِلْمُ وَ بِالْعِلْمِ یُرْهَبُ الْمَوْتُ وَ بِالْمَوْتِ تُخْتَمُ الدُّنْیَا وَ بِالدُّنْیَا تُحْرَزُ الْآخِرَةُ وَ بِالْقِیَامَةِ تُزْلَفُ الْجَنَّةُ وَ تُبَرَّزُ الْجَحِیمُ لِلْغَاوِینَ وَ إِنَّ الْخَلْقَ لَا مَقْصَرَ لَهُمْ عَنِ الْقِیَامَةِ مُرْقِلِینَ فِی مِضْمَارِهَا إِلَی الْغَایَةِ الْقُصْوَی... «خطبه شماره ۱۵۶»

... راه خدا روشن‌ترین راه، و پر فروغ‌ترین چراغ است. به ایمان بر اعمال شایسته استدلال می‌شود، و به اعمال شایسته بر ایمان دلیل می‌آورند، ساختمان علم با ایمان آباد می‌گردد، و انسان به سبب دانش، از مرگ هراسان می‌شود، و با مرگ، دنیای آدمی پایان می‌پذیرد، و با دنیا آخرت به دست می‌آید، با قیامت بهشت برای پرهیزکاران نزدیک، و دوزخ برای گمراهان آشکار می‌گردد، مردمان را چاره‌ای از قیامت نیست، که در میدان مسابقه آن با سرعت به جانب آخرین جایگاه روان می‌شوند...

  • محمدحسین ظرافتی

حدیث

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">