ریزه کاری‌های مدیریت

همه انسان ها مدیر هستند اما فقط بعضی از آنها جزء رهبران تأثیرگذار خواهند بود.

ریزه کاری‌های مدیریت

همه انسان ها مدیر هستند اما فقط بعضی از آنها جزء رهبران تأثیرگذار خواهند بود.

ریزه کاری‌های مدیریت

آن خدایی که من می‌شناسم، شب منتظر است برخیزی برای نماز شب تا خلوتی عاشقانه کند با تو...

آخرین نظرات
  • ۳۰ فروردين ۹۷، ۲۰:۲۳ - Hadis dolati
    لایک
  • ۲۹ فروردين ۹۷، ۰۰:۵۹ - مهسا جون
    جالب

پرهیز از بی‌حوصلگی و تنبلی

شنبه, ۴ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۰۹ ب.ظ

شرح حدیث حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

پرهیز از بی‌حوصلگی و تنبلی

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمد و آله الطّاهرین سیّما بقیّةالله فی الأرضین و لعنةالله علی أعدائهم أجمعین

عَن عَبدِاللهِ بنِ سِنان فی حدیثٍ قالْ قالَ أبوعبدالله علیه‌السلام: وَ إیّاکَ وَ خَصلَتَین(1)

[امام صادق علیه‌السلام فرمودند:] از دو خصوصیت و خصلت بپرهیز

الضَّجرَ وَ الکَسَل

«ضَجر»، به معنای دلتنگ شدن و ملول شدن و بی‌حوصله شدن است. انسان یک وقتی از یک وضعیتی، از یک حادثه‌ای مثلاً ـ یا از وضع مزاجی خودش، یا از کاری که به عهده‌ او هست ـ ملول می‌شود، دلتنگ می‌شود. می‌فرماید مراقب باش دچار این دلتنگی نشوی، دچار این ملالت نشوی، دچار این کم‌حوصلگی نشوی، کم‌حوصلگی؛ این ضَجر است.

«کَسَل»، عبارت است از تنبلی؛ یک کاری را انسان تأخیر بیندازد به‌خاطر تنبلی؛ مطالعه‌ای دارد، کاری دارد، اشتغالی دارد، دنبال‌گیری‌ای دارد، تنبلی کند و این کار را نکند. می‌فرماید از این دو چیز پرهیز کن.

[درباره‌] این مسئله‌ ضَجر که بی‌حوصلگی است، این را ما به شما جوان‌ها عرض کنیم که یکی از بزرگ‌ترین نِعَم الهی برای انسانی که جوان هست، حوصله است. حالا این [چیزی] که ما ـ امثال بنده که وارد وادی پیری شدیم و مبالغی در این وادی پیش رفتیم ـ خوب درک می‌کنیم و جوان‌ها درست توجه ندارند به این نعمت بزرگ، یکی‌اش این است؛ نعمت حوصله.

حوصله که بود، انسان از قوای خود استفاده می‌کند، از نیروهای خود استفاده می‌کند. فرض بفرمایید یک مطلبی را می‌خواهید تحقیق کنید، یک مسئله‌ علمی را می‌خواهید تحقیق کنید، یک وقت آدم باحوصله هست، یک وقت بی‌حوصله هست؛ بی‌حوصله که باشد یک مقداری جلو می‌رود بعد رها می‌کند. آدم باحوصله نه، همین‌طور هِی دنبال می‌کند، تحقیق می‌کند، هِی إن قُلت می‌آورد، اشکالی به نظرش می‌رسد، آن اشکال را دفع می‌کند، باز اشکال دیگری به نظرش می‌رسد، باز یک راه جدیدی به نظرش می‌رسد. حوصله این است. انسان از نیروی ذهنش استفاده می‌کند.

از نیروی بدنی هم همین‌جور است. گاهی انسان به‌خاطر بی‌حوصلگی، از قوای بدنی استفاده نمی‌کند. حوصله این‌قدر اهمیت دارد. این ضَجر که فرمودند، بی‌حوصلگی و ملالت، دلزدگی، این‌ها همه‌اش یکی است، در واقع ابعاد یک حالت است که هرکدام یک بخشی از این حالت را بیان می‌کند.

تنبلی هم همین‌جور [است]، تنبلی هم مثلاً [اینکه] فرض کنید صبح ـ حالا بعد از نماز ـ خواب رفته، گرفته خوابیده است؛ کار واجبی هم دارد، تنبلی می‌کند، بلند نمی‌شود. پهلوی زن و بچه‌اش نشسته است، تنبلی می‌کند؛ در یک جلسه‌ای نشسته است، تنبلی می‌کند؛ حرکت نمی‌کند، راه نمی‌رود.

یعنی این دو خصوصیت، دو خصوصیتی است که یک انسان را از عمل، ـ که عمل در اسلام فوق‌العاده مورد اهمیت است ـ باز می‌دارد؛ از عمل صالح که عِدل ایمان است؛ شما در قرآن ملاحظه می‌کنید عِدل ایمان، عمل صالح است [باز می‌دارد]. عمل صالح هم خب کار است دیگر، عمل است، تحرّک است، فعالیت است؛ اگر ضَجر بود یا اگر کَسَل بود، انسان این عمل صالح را انجام نمی‌دهد.

بعد فرمود:

فَإنَّکَ إن ضَجِرتَ لَم تَصبِر عَلی حَقٍّ

آن نقطه‌ اصلی را امام (سلام‌الله‌علیه) مورد توجّه قرار می‌دهند. ما حالا به جوانب قضیه می‌پردازیم. امام (علیه‌السلام) آن اصل مطلب را، نقطه‌ اساسی را مورد توجّه قرار می‌دهند؛ می‌فرماید اگر «ضَجِرتَ» یعنی اگر بی‌حوصله شدی، بر حق صبر نمی‌کنی. یک راه حقّی است، یک کلمه‌ حقّی است، یک مسیر حقّی است که شما آن را انتخاب کردید؛ وقتی دچار بی‌حوصلگی شدید، پایداری در آن نمی‌کنید. یک مقداری سخت می‌گذرد، مشکل درست می‌شود، بی‌حوصله می‌شوید، رها می‌کنید.

بی‌حوصلگی خاصیّتش این است که انسان بر حق که بایستی پایداری کند، پافشاری کند، بر سر حق بماند، انسان از این محروم می‌ماند. وقتی که [انسان] دچار ضَجر و دچار همین حالت ملالت و حالت بی‌حوصلگی شد، بر حق پافشاری نمی‌کند.

فَإنَّکَ إن ضَجِرتَ لَم تَصبِر عَلی حَقٍّ و إن کَسِلتَ لَم تُؤَدِّ حَقّاً

وقتی دچار «کَسَل» یعنی تنبلی شدی، آن‌وقت حق را ادا نمی‌کنی، آن کاری را که باید انجام بدهی، حقّی را که باید ادا بکنی، آن را ادا نمی‌کنی به خاطر تنبلی؛ به خاطر تن‌پروری و تنبلی.

اینکه در دعاهای متعددی [آمده]: «اللّهُمَّ إنّی أعوذُ بِکَ مِنَ الکَسَلَ» [به این خاطر است]. این در چندین دعا هست، حالا یک دعا «مِنَ الکَسَلِ وَ الضَّجر»، یک دعا «مِنَ الکَسَلِ وَ الهَرَم»؛ «هَرَم» یعنی پیری، پیری در اینجا مراد پیری سِنّی نیست، پیری روحی است. گاهی انسان سنّاً جوان است اما روحاً پیر است؛ گاهی عکسش هم هست، سنّاً پیر است اما روحاً جوان و بانشاط هست. این[جا] به خدای متعال انسان پناه می‌برد در دعا از کَسَل؛ حالا کَسَل همراه با ضَجر یا کَسَل همراه با هَرَم.

۱) الامالی شیخ صدوق، صفحه‌ی ۶۳۶

عَن عَبدِاللهِ بنِ سِنان فی حدیثٍ قالْ قالَ أبوعبدالله علیه‌السلام: وَ إِیَّاکَ وَ خَصْلَتَیْنِ الضَّجَرَ وَ الْکَسَلَ فَإِنَّکَ إِنْ ضَجِرْتَ لَمْ تَصْبِرْ عَلَى حَقٍّ وَ إِنْ کَسِلْتَ لَمْ تُؤَدِّ حَقّاً.

از دو خصلت بپرهیز: کم‌حوصلگى و تنبلى؛ زیرا اگر کم‌حوصله شوى بر حق صبر نمی‌کنی، و اگر تنبل شوی حق را ادا نمی‌کنی.

  • محمدحسین ظرافتی

حدیث

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">