حال‌نوشت‌های بنده

حال‌نوشت‌های بنده

آن خدایی که من می‌شناسم، شب منتظر است برخیزی برای نماز شب تا خلوتی عاشقانه کند با تو...

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۳۰ مرداد ۹۷، ۲۲:۵۶ - alireza
    good

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فیدل کاسترو» ثبت شده است

فاجعه دنباله‌روی (گروه اندیشی)

دوشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۳:۱۳ ق.ظ


در مارس 1960، سرویس مخفی آمریکا شروع کرد به بسیج تبعیدشدگان ضدکمونیست از کوبا ـ که عمده آن‌ها در میامی زندگی می‌کردند ـ تا از آن‌ها علیه حکومت فیدل‌کاسترو استفاده کند.

در ژانویه 1961، رئیس جمهور کِندی، دو روز پس از بر سر کار آمدن، از یک نقشه مخفیانه برای تجاوز به خاک کوبا آگاه شد. سه ماه بعد، جلسه مهمی در کاخ سفید تشکیل شد که در آن، کندی و مشاورانش، همه به این تجاوز نظامی رأی موافق دادند.

در هفدهم آوریل 1961، یک دسته 1400 نفره از کوبایی‌های تبعید شده، از طریق خلیج خوک‌ها در ساحل جنوبی کوبا و با کمک نیروی دریایی و نیروی هوایی آمریکا و سیا، وارد خشکی شدند. هدف آن‌ها سرنگونی حکومت کاسترو بود. اما هیچ‌چیز، مطابق برنامه پیش نرفت. در روز اول، حتی یک کشتی پشتیبانی هم به ساحل نیامد. نیروی هوایی کوبا، دو کشتی اول را غرق کرد و دو کشتی دیگر به آمریکا بازگشتند. روز بعد، ارتش کاسترو، به طور کامل آن دسته را محاصره کرد. روز سوم، 1200 نفر که هنوز زنده مانده بودند، بازداشت و به زندان‌های نظامی منتقل شدند.

از تجاوز کندی به خلیج خوک‌ها، به عنوان یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های تاریخ سیاست خارجی آمریکا، یاد می‌شود. این که بر سر چنین نقشه‌ای توافق شد، خود بسیار عجیب بود؛ چه برسد به این که به مرحله اجرا هم رسید!

تمام فرضیه‌هایی که این حمله بر مبنای آن‌ها بنا شده بود، پر از خطا بود. مثلاً تیم کندی، کاملاً قدرت نیروی هوایی کوبا را دست‌کم گرفته بود. همچنین انتظار می‌رفت در شرایط اضطراری، اعضای آن دسته بتوانند خود را در کوه‌های اسکامبری مخفی کنند و یک جنگ زیرزمینی علیه کاسترو راه بیندازند. یک نگاه به نقشه نشان می‌دهد آن پناهگاه، حدود صد مایل با خلیج خوک‌ها فاصله دارد و یک باتلاق غیرقابل‌گذر هم در این میان وجود دارد. با وجود این، کندی و مشاورانش، جزء هوشمندترین افرادی‌اند که تا کنون، رهبری دولت آمریکا را دست گرفته‌اند.

اروینگ جانیس، استاد روانشناسی، ناکامی‌های زیادی را بررسی کرده است. او نتیجه گرفت، تمام آن ناکامی‌ها در این الگو مشترک‌اند: اعضای یک گروه همبسته، با ایجاد توهم (به طور ناخواسته) روحیه‌ای تیمی در میان خود ایجاد می‌کنند. یکی از این تصورات، باور به شکست‌ناپذیر بودن است. «اگر هم سرگروه‌ها (در این مورد کندی) و اعضای آن، از موفقیت اطمینان داشته باشند، آن‌وقت شانس هم با ما یار خواهد بود!» پس از آن، توهم اتفاق آراست. اگر دیگران همه هم‌نظرند، هر نظر مخالف، ناگزیر اشتباه است. هیچ‌کس نمی‌خواهد با نه گفتن، اتحاد گروهی را به‌هم بزند. دست آخر، همه خوشحال‌اند از این که عضوی از این گروه‌اند. بیان کردن مخالفت‌ها، به معنای خط خوردن از گروه است. در گذشته، چنین طغیان‌هایی منجر به مرگ می‌شد. به همین خاطر است که ما اصرار می‌کنیم به نفع گروه نظر بدهیم.

نتیجه‌گیری: اگر خود را در میان یک گروه نزدیک و هم‌عقیده یافتی، باید آنچه را در ذهنت می‌گذرد بیان کنی، حتی اگر گروه به آن علاقه‌ای نشان ندهد. فرضیات ضمنی را زیر سؤال ببر، حتی اگر این کار باعث شود از آسایش دور باشی. اگر رهبریِ یک گروه را بر عهده داری، یک نفر را به عنوان «مخالف» منصوب کن. او احتمالاً محبوب‌ترین فرد گروه نخواهد بود، اما شاید مهم‌ترین عضو باشد.

  • محمدحسین ظرافتی