حال‌نوشت‌های بنده

حال‌نوشت‌های بنده

آن خدایی که من می‌شناسم، شب منتظر است برخیزی برای نماز شب تا خلوتی عاشقانه کند با تو...

آخرین مطالب
آخرین نظرات

۶۳۸ مطلب در آبان ۱۳۹۶ ثبت شده است

فرضیه‌های اشتباه

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۲۴ ب.ظ

فرضیه‌های اشتباه، ریشه هر شکست و ناکامی هستند. هرگز فرض را بر این نگذارید که همه چیز عالی و بی کم و کاست پیش خواهد رفت.


  • محمدحسین ظرافتی

قوانین مورفی

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۲۳ ب.ظ

حواس‌تان به قوانین مورفی باشد:

1- آنچه احتمال دارد خراب شود، خراب خواهد شد و از میان همه آن چیزهایی که می‌تواند خراب شود، چیزی خراب خواهد شد که از همه بدتر است، آن هم در بدترین زمان ممکن و با بیشترین هزینه.

2- همه کارها بیش از زمانی که فکر می‌کنید، وقت می‌گیرند.

3- همه چیز هزینه‌ای بیش از رقمی که تعیین کرده‌اید، برمیدارد.

راه برخورد با بحران این است که از قبل، حساب آن را داشته باشید.


  • محمدحسین ظرافتی

مدیریت پروژه

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۲۰ ب.ظ

یکی از اشتباهات بزرگ در مدیریت پروژه، این است که مدیر ارشد سازمان، رأساً زمان تکمیل شدن پروژه را مشخص سازد و آن را به همه کارکنان ذی‌ربط ابلاغ نماید. در این شرایط، وقتی پروژه به انتهای خود می‌رسد، در آن، اشتباهات متعددی دیده می‌شود. بهتر این است که در شروع پروژه، زمان‌های تکمیل شدن بخش‌های متفاوت آن، با رضایت همه کارکنان مشخص گردد.


  • محمدحسین ظرافتی

صدای خنده‌ات

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۰۳ ب.ظ

اگر پادشاه بودم

شک نکن

صدای خنده‌ات را

سرود ملی می‌کردم

مادر...


  • محمدحسین ظرافتی

یک چیز خاص

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۰۱ ب.ظ

یک چیز

فقط یک چیز خاص تو دنیا وجود داره که فقط ما می‌فهمیمش

...

چون مال خودمونه

بهش وابسته‌ایم

تمام عشق ماست

رفیق بی‌کلک ماست...

...

نگاه کردنش

راه رفتنش

حرف زدنش

خندیدنش

نگران شدنش

خوشحال شدنش

دعا کردنش

عصبانی شدنش

گریه کردنش

زبری روی دستان

چروک دور چشماش...

...

تو ماه رمضون وقتی سحری صدات می‌کنه

یا وقتی برات صدقه کنار می‌ذاره...

همش خاطره انگیزه

همش زیباست

فقط باید بهش عشق بورزی

فقط باید نگاهش کنی

فقط باید محبتتو بریزی به پاش

فقط باید بگی ممنونم مادر

برای همین که هستی...

...

همین که تو خونه یکی چشم انتظارته

برات غذا درست می‌کنه

به هر بهونه‌ای می‌خواد ببینتت

به هر بهونه‌ای می‌خواد کمکت کنه

وقتی گرسنشه... میگه من سیرم

وقتی حالش بده... میگه من خوبم

...

یه جایی از خونه متعلق به اونه...

متعلق به چادرش

متعلق به سجادش

متعلق به محل نشستنش...

...

مادر با ما مثل اربابش رفتار می‌کنه. دائم می‌خواد یه کاری کنه که خوشحال بشیم...

ولی وقتی از دستش کاری بر نمیاد یا اون جوری که ما می‌خوایم عمل نمی‌کنه... سرش داد می‌زنیم و دلش رو می‌شکنیم... اون هم سرش رو پایین میندازه و بغض می‌کنه و هیچی نمیگه... آخه به ما وابسته است. آخه عاشقمونه...

...

آرزوشه یه بار دیگه مثل بچگی، ما رو بغل کنه و با این کار آروم بشه... ولی ما همش از دستش فرار کردیم.

خدایا سایه همه‌شون رو بالای سرمون نگه‌دار...


  • محمدحسین ظرافتی

مطمئن باش

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۵۵ ب.ظ

مادر تنها کسی است که

می‌توانی تمام فریادهایت را بر سرش بکشی

و مطمئن باشی که هرگز انتقام نمی‌گیرد !

سلامتی همه مادرا...


  • محمدحسین ظرافتی

تشکر

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۵۳ ب.ظ

از مادرتون

به خاطر غذایی که واستون

درست می‌کنه تشکر کنین

بعضیا غذایی ندارن

بعضیام مادری


  • محمدحسین ظرافتی

منم دوستت دارم

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۵۲ ب.ظ

هر وقت مادرت بهت گفت:

یه چیزی بپوش

سرما نخوری...

مواظب خودت باش...

شب زود برگرد خونه

تو در جوابش بگو:

منم دوستت دارم


  • محمدحسین ظرافتی

کنجکاو!

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۵۱ ب.ظ

نه کنجکاو دیدن بهشتم و نه نگران جهنم

چرا که من،

هم خنده‌های مادرم را دیده‌ام

و هم گریه‌هایش را...


  • محمدحسین ظرافتی

چشم‌انتظار

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۴۹ ب.ظ

فرزندم

بگو راه را گم کرده بودم،

ساعتم خواب مانده بود!

برای همین نیامدم دیدنت

بهانه‌ای جور کن...

فدای همه مادران چشم‌انتظار


  • محمدحسین ظرافتی

گل سرخ

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۴۷ ب.ظ

تا روزی که بود

دست‌هایش

بوی گل سرخ می‌داد

از روزی که رفت

گل‌های سرخ

بوی دست‌های او را می‌دهند

مادر...


  • محمدحسین ظرافتی

فرشته

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۴۵ ب.ظ

مادرم فرشته است

ولی هیچوقت ندیدم پرواز کند

زیرا به پایش

من را بسته بود

خواهرم و برادرم را

پدرم را

و همه‌ی زندگی‌اش را...


  • محمدحسین ظرافتی

شرمنده

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۴۳ ب.ظ

شرمنده مى‌کند فرزند را،

دعاى خیر مادر

در کنج خانه‌ى سالمندان...


  • محمدحسین ظرافتی

یک روز

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۴۲ ب.ظ

یکی بهم گفت می‌خوای بری بهشت؟

گفتم نه،

اونجا فقط جای مادراس!!!

گفت:

مگه نمی‌خوای کنار مادرت باشی؟

گفتم:

نه دیگه... این دنیاشو ازش گرفتم، جوونی و روزای خوبشو واسم گذاشت!!!

پیر شد تا من جوون شم

زشت شد تا من خوشگل شم

غصه خورد تا من بخندم

کهنه پوشید تا من نو باشم

گرسنه خوابید تا من حسرته چیزی رو نخورم

دیگه نمی‌خوام تو بهشت هم شب و روز حواسش به من باشه

بذار حداقل اونجا برا خودش راحت زندگی کنه!

کاش فقط "یک روز" مادرم برای خودش زندگی می‌کرد.


  • محمدحسین ظرافتی

چه تلخ

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۳۹ ب.ظ

چه تلخ است که...

دیروزش را با من و رنج‌هایم گذراند...

و امروز هم با دردها و رنج‌های خودش می‌سازد...

مادر را می‌گویم


  • محمدحسین ظرافتی