حال‌نوشت‌های بنده

حال‌نوشت‌های بنده

آن خدایی که من می‌شناسم، شب منتظر است برخیزی برای نماز شب تا خلوتی عاشقانه کند با تو...

آخرین مطالب
آخرین نظرات

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فرمانده» ثبت شده است

شیوه حمله!

پنجشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۷، ۰۸:۱۶ ق.ظ


جنگ را اینطوری رهبری کن:


اول این را بگویم که راهبرد ارتش انگلیس در جنگ‌ها این است که از جناحین به دشمن حمله میکند. درواقع دشمن را به گوشه‌ها می‌کشاند، خسته‌اش کرده، تعادلش را بهم زده و سپس با نیروهای تازه به قلب او حمله می‌کند؛ آن هم درست زمانی که همه حواس‌ها متوجه گوشه‌هاست و دشمن به واسطه نگهداری جناحین درمانده شده است.

حالا حواست باشد، به عنوان فرمانده میدان، وقتی می‌بینی که دشمن از یک قسمت وارد شده و فشار می‌آورد، نباید عجولانه تصمیم بگیری و تمام توانت را برای بیرون راندن دشمن از آن قسمت خرج کنی؛ زیرا دشمن همین را می‌خواهد. هر کاری که می‌کنی، باید حواست به هدف دشمن نیز باشد.

دشمن با این روش تو را امتحان می‌کند. چرا که اگر او در آن جناح شکست بخورد، تلفات کمی می‌دهد و چیز زیادی را از دست نمی‌دهد؛ اگر هم موفق عمل کند، مثل خوره به جان آن جناح می‌افتد و همین‌طور پیش‌روی می‌کند. حال اگر کنترل خود را از دست بدهی و تمام توانت را در آن قسمت بگذاری، دست دشمن را برای حمله به قلب لشگر باز گذاشته‌ای...

این را بدان: دشمن می‌خواهد شاکله، تمرکز و بنیان دفاعی‌ات را به هم بریزد.

در این نوع نبرد نباید منفعلانه عمل کرد و منتظر بود تا دشمن حمله اصلی را آغاز کند. چرا که اگر منتظر باشیم و فقط دفاع کنیم، دشمن به صورت تدریجی از ما تلفات می‌گیرد و از همان جناحین نفوذ می‌کند.

این نکات را به خاطر بسپار:

نباید دشمن را دست‌کم بگیری. دشمن را بشناس، هدفش را بشناس و نوع آرایشش را نیز بشناس. بعد، طوری نیروهایت را آرایش بده که همه جای لشگرت، قدرت کافی برای مقابله با حمله دشمن را داشته باشد (بهتر بگویم: کمتر گوشه داشته باش!)؛ سعی کن تو هم تعادلش را بهم بزنی و بلافاصله به قلب او حمله کنی...

  • محمدحسین ظرافتی

دردسر هماهنگی

چهارشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۵۳ ق.ظ


دیروز بعد از چند هفته تلاش برای هماهنگی بچه‌ها، رفتیم سینما. داشتم به این فکر می‌کردم که چطور می‌شود بدون دردسرِ هماهنگی و از دست دادن وقت، به سینما یا هرجای دیگری که مدنظرمان است برویم. به این نتیجه رسیدم که باید بیشتر روی مقصدی که می‌خواهیم برویم تمرکز کنیم تا روی هماهنگی بین بچه‌ها. مقصد هرچه‌قدر جذاب و با زمان‌بندی مناسب و با جزئیات دقیق ارائه شود، تمایل افراد برای شرکت در آن بیشتر خواهد شد.

ما باید خودمان و مقصد یا (هدف)مان را درنظر بگیریم، نه نظرات دیگران. برای خود بهترین برنامه‌ریزی را داشته باشیم، آن‌وقت دیگران هم تمایل دارند از ما حمایت کنند و تا رسیدن به هدف، در کنار ما باشند. از طرفی، آن‌ها می‌خواهند بهترین لحظات زندگی خود را در کنار ما سپری کنند، پس باید روی مقصد و اتفاقات خوب آن متمرکز شویم و برای بهتر شدن آن، کار کنیم.

یک مثال برای هماهنگی: در جمع دوستان خود مطرح کنید که در این تاریخ می‌خواهم به کوه یا سینما یا ... بروم. از ساعت 6 الی 18 آن‌جا هستم و این فعالیت‌ها را انجام خواهم داد. اگر دوست دارید بیایید، به من خبر دهید.

حال، دوستان ما نه نیاز به اصرار ما دارند تا بیایند و به زحمت بیفتند، و نه ما برای هماهنگی، اذیت می‌شویم. این‌طوری، نه وقت تلف می‌شود و نه برنامه به خاطر عدم هماهنگی، کنسل. اگر آمدند و تجربه خوبی از همراهی با شما نصیب‌شان شد، در برنامه‌های بعدی هم حتماً همراه شما خواهند بود. اگر هم نیامدند، شما علاوه بر این که به برنامه خود می‌رسید، به عنوان فردی شناخته می‌شوید که به وقت خود اهمیت می‌دهد و منظم است و الگوی خوبی خواهید شد. درواقع دیگران وقتی می‌بینند ما در رسیدن به هدف‌مان مصمم و جدی هستیم، بیشتر دوست دارند با ما باشند، تا این که ببینند ما هم به امید آن‌ها نشسته‌ایم و کاری نمی‌کنیم.

روزی به یکی از فرماندهان نظامی گفته شد شما چطور برای یک عملیات، این همه آدم و تجهیزات را هماهنگ می‌کنید و اکثراً هم پیروز هستید؟ در صورتی که ما برای جمع کردن بچه‌ها و جلسه با آن‌ها کلی دردسر داریم و در آخر به نتیجه دلخواه نمی‌رسیم؟

او گفت: به خاطر این که هدف ما عملیات و پیروزی در آن است و بقیه چیزها فرع هستند ولی هدف شما جلسه است و بیشتر به فرعیات توجه می‌کنید.

  • محمدحسین ظرافتی