حال‌نوشت‌های بنده

حال‌نوشت‌های بنده

آن خدایی که من می‌شناسم، شب منتظر است برخیزی برای نماز شب تا خلوتی عاشقانه کند با تو...

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۳ تیر ۹۷، ۱۸:۰۶ - گل نرگس
    :)
  • ۶ تیر ۹۷، ۱۱:۳۵ - یه بنده خدا
    به به
  • ۵ تیر ۹۷، ۲۰:۱۸ - دختری از جنس باد
    اخ اخ اخ

بوی گل

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۳۳ ق.ظ

مرا زیاد ببوس مادر

تو تنها کسی هستی که

محبت‌هایت

بی طمع است

بوسه‌هایت

بوی گل می‌دهد...


  • محمدحسین ظرافتی

جز از روی دلسوزی...

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۲۹ ق.ظ

امام صادق علیه السلام:

چشمهایت را جز از روی دلسوزی و مهربانی با پدر و مادر خیره مکن

و صدایت را بلندتر از آن‌ها مکن

دستهایت را بالای دست‌های آن‌ها مبر

و جلوتر از آنان راه مرو


  • محمدحسین ظرافتی

با غذا که قهر نیستی!

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۰۸ ق.ظ

مادرم تنها کسیه که اگه باهاش قهر کنی

باز میاد و میگه

با من قهری

با غذا که قهر نیستی...


  • محمدحسین ظرافتی

زیباترین لحظه‌ها

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۰۳ ق.ظ

خدایا...

زیباترین لحظه‌ها را نصیب مادرم کن

که زیباترین لحظه‌هایش را

به خاطر من از دست داده است...


  • محمدحسین ظرافتی

چرا رفتی...

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۰۰ ق.ظ

هر وقت می‌آیم کنارت و سلام می‌کنم، جوابی نمی‌شنوم

وقتی دستانم را به رویت می‌کشم، لطافت آن موقع را ندارد ولی آرامشم می‌دهد

وقتی اشک می‌ریزم، دیگر دستانت گونه‌هایم را لمس نمی‌کند

وقتی نگاهت می‌کنم، چشمانت به من خیره نمی‌شود

وقتی به دو زانو کنارت می‌نشینم و حرف می‌زنم، جوابی نمی‌شنوم

وقتی به آغوشت می‌کشم، گرمای تنت را حس نمی‌کنم

وقتی زیاد حرف می‌زنم و درد دلم را می‌گویم، دستانت گیسوانم را نوازش نمی‌دهد

وقتی هنگام رفتن به نیمرخ عکس بالای سرت نگاه می‌کنم، صدایی نمی‌شنوم که نرو

چرا رفتی مادر...


  • محمدحسین ظرافتی

به جای عشق

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۵۶ ق.ظ

تو را با جوهر زر می‌نویسم

شبیه درّ و گوهر می‌نویسم

درون دفتر شعرم همیشه

به جای عشق، مادر می‌نویسم...


  • محمدحسین ظرافتی

ماه

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۵۳ ق.ظ

از کسی پرسیدند:

ماه قشنگ‌تر است یا مادرت؟

گفت: ماه را که می‌بینم، مادرم یادم می‌افتد.

اما مادرم را که می‌بینم، ماه را فراموش می‌کنم!


  • محمدحسین ظرافتی

زلزله کرمانشاه

سه شنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۱۱ ب.ظ
  • محمدحسین ظرافتی

زلزله

سه شنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۳۰ ب.ظ


وقتی می‌گوییم پتو نداریم... پتو می‌رسانند!

وقتی می‌گوییم غذا نداریم... غذا می‌رسانند!

وقتی می‌گوییم لودر نداریم... لودر می‌رسانند!

وقتی می‌گوییم امدادگر نداریم... امدادگر می‌رسانند!

وقتی می‌گوییم خون نداریم... خون می‌رسانند!

خلاصه هرچه بگوییم... دیر یا زود می‌رسانند...

من مانده‌ام وقتی می‌گوییم سوءمدیریت است و مدیریت نداریم...

چه کار می‌خواهند انجام دهند؟!!


  • محمدحسین ظرافتی

هم‌نفس

سه شنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۲۰ ب.ظ


زلزله دارد دل من یک نفس

در گسلِ زلف تو ای هم‌نفس


تَر شده آیینه‌ی لب‌های من

تار، دو چشمان پریشان من


"پرده برانداز ز چشم ترم

تا بتوانم به رخت بنگرم"


اشک، به پای تو سرازیر شد

عشق، در آغوش تو تفسیر شد


محمدحسین ظرافتی

  • محمدحسین ظرافتی

عنان

سه شنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۳۱ ق.ظ

ای مالک!

بر نفس خود عنان بزن در مقابل آنچه بر تو نارواست.

و عنان زدن بر نفس یعنی راه بردن او در مسیر منصفانه و درست،

در مواجهه با خواسته‌ها و نخواسته‌ها.


  • محمدحسین ظرافتی

مطلوب‌ترین اندوخته

سه شنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۳۰ ق.ظ

ای مالک!

چنان باش که مطلوب‌ترین اندوخته در نگاهت، ذخیره عمل صالح باشد.

آنچه از دوران تصدی مقام برایت می‌ماند، کارهای خوبت باشد.


  • محمدحسین ظرافتی

ملاک

سه شنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۲۹ ق.ظ

ای مالک!

آنچه خداوند بر زبان بندگانش جاری می‌کند، خود ملاکی است برای شناختن صالحان و نیکوکاران.


  • محمدحسین ظرافتی

به همان چشم

سه شنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۲۸ ق.ظ

ای مالک!

مردم به همان چشمی که تو به رفتار حاکمان قبل می‌نگریستی، در تو نظر می‌کنند.

و همان‌گونه که تو عملکرد حکومت‌های پیش را نقد می‌کردی، به نقد و قضاوت درباره عملکرد تو می‌پردازند.

و درباره تو همان‌گونه سخن می‌گویند که تو درباره حاکمان گذشته می‌گفتی.


  • محمدحسین ظرافتی

پیش از تو

سه شنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۲۷ ق.ظ

بدان ای مالک!

من تو را به سوی شهرهایی می‌فرستم که پیش از تو، به خود دولت‌ها دیده‌اند و طعم عدل و ستم را چشیده‌اند.


  • محمدحسین ظرافتی